تخم بلدرچین تخم های بلدرچین ژاپنی خال های قهوه ای رنگی داشته و اغلب با مواد گچ مانند به رنگ آبی روشن پوشیده شده است. هر بلدرچین ماده تخم هائی با خصوصیات منحصر به فرد خود همچون رنگ یا طرح های روی پوسته تولید می کند. برخی سویه ها نیز تنها تخم های سفید رنگ تولید می کنند. میانگین وزن تخم ها 10 گرم و در حدود 8% از وزن بدن بلدرچین ماده می باشد. وزن جوجه های یک روزه آن 7 – 6 گرم است و رنگ آنها قهوه ای با رگه های زرد رنگ می باشد. پوسته های تخم بسیار شکننده هستند پس باید در جابجا نمودن آنها دقت فراوانی نمود. به ادامه مطالب برویدباروری و اصلاح نژادتحقیقات نشان داده اند گروه هائی که حاوی یک نر با 2 یا 3 ماده هستند بالاترین میزان باروری را داشته اند. هنگامی که بلدرچین در پن های دسته جمعی نگهداری می شوند، یک نر به 3 ماده کافی است و جنگ مابین نرها را کاهش می دهد. جفت گیری 2 تائی در قفس های انفرادی نیز باروری خوبی را به همراه خواهد داشت. میزان باروری به طور برجسته ای در پرندگان پیرتر کاهش می یابد. توجه داشته باشید که پرورش خویشاوندی (خویش جفتی) میزان بروز ناهنجاری ها را زیاد می کند و این امر به طور چشمگیری عملکرد تولید مثلی را کاهش می دهد. به این دلیل، مطلوب این است که تعداد ماده ها را نسبت به نرها حفظ کنیم و تخم های آنهای را که قرار است جوجه کشی نمائیم نشاندار کرده و پس از هچ شدن نیز جوجه ها علامت گذاری شوند تا با مشکلات خویش جفتی روبرو نشویم. سوابق شجره نامه را می توان با استفاده از باندهای بالی که به صورت تجاری در بازار موجود می باشند (و یا حلقه های پائی) حفظ نمود. از این باندها می توان برای شناسائی بلدرچین در تمام سنین استفاده نمود. بلدرچین ها را می توان به طور موقت نیز نشان دار نمود، در این روش با استفاده از رنگ روغن پرهای پشت پرنده را نشانه گذاری می کنند. دقت شود که این رنگه ها نباید با صورت پرنده و پوست آن تماس حاصل نمایند و همچنین ناخن های پنجه هایشان را نیز می توان نشان دار کرد.مراقبت های پیش از جوجه کشیپرورش موفقیت آمیز بلدرچین از دوره پیش از جوجه کشی آغاز می شود. تخم ها باید در زمان های گوناگون در روز جمع آوری و در دمای 15 درجه سانتیگراد ذخیره شوند. یخچال های خانگی رضایت بخش نیستند چون میزان تولید سرمای آنها بالا است. تخم های ترک دار اصلا هچ نشده و یا به میزان ناچیزی هچ می شوند. بهترین نتیجه در جوجه کشی هنگامی حاصل می شود که تخم ها کمتر از یک هفته تا پیش از قرار دادن در درون دستگاه جوجه کشی نگهداری شوند. حمل و نقل تخم های بلدرچین می بایست کاملا با دقت انجام گیرد زیرا که پوسته آنها در مقابل آسیب دیدگی بسیار شکننده می باشند. رنگی بودن تخم های بلدرچین عمل کندلینگ (مشاهده تخم ها زیر نور برای مشخص نمودن باروری آنها) را مشکل می نماید. کثیف بودن دستگاه جوجه کشی و محوطه اطراف آن منبعی از آلودگی و بیماری ها می باشد. شستشوی کامل و ضد عفونی واحد جوجه کشی بعد از هربار مصرف توسط ترکیبات چهارتائی آمونیوم و یا ضدعفونی کننده های تجاری دیگر توصیه می شود.نکات مهمتنها تخم های تمیز را در دستگاه قرار دهید زیرا که تخم های کثیف منبعی از بیماری و یا آلودگی می باشند. تخم های کثیف بهتر است توسط دستمال کاغذی و یا دیگر ساینده ها تمیز شوند. تخم هائی را که قرار است درون دستگاه جوجه کشی قرار دهیم را هرگز نباید شکست. تخم ها می بایست بعد از چیده شدن در دستگاه جوجه کشی ضدعفونی شوند اما می توان آنها را 12 ساعت بعد از قرار دادن در درون دستگاه نیز ضدعفونی نمود. تخم های 2 تا 5 روزه ای که در آنها جنین تشکیل شده است را نباید ضدعفونی نمود. نحوه ضد عفونی به شرح زیر می باشد: 1- از 25 گرم پرمنگنات پتاسیم و 35 میلی لیتر فرمالین (43%) به ازای هر متر مکعب فضای درون دستگاه استفاده نمائید. 2- ابتدا پرمنگنات را در یک ظرف سفالی و یا لعابی ریخته (اندازه ظرف به میزان 10 برابر بزرگتر از حجم مواد مورد استفاده باشد) و سپس فرمالین را اضافه نمائید. 3- در دستگاه هائی که با فشار هوا کار می کنند، در طول عملیات ضدعفونی هواکش ها را بکار انداخته و خروجی ها را ببندید و پس از 20 دقیقه خروجی را باز نمائید. 4- در دستگاه های جوجه کشی با هوای راکد، خروجی ها و درب دستگاه را باز نمائید. 5- در طول ضدعفونی، میزان رطوبت باید بالا بوده و دما باید مابین 20 تا 30 درجه سانتی گراد باشد.جوجه کشی و جوجه درآوری طول دوره جوجه کشی برای بلدرچین، 18 – 17 روز می باشد و تفاوت در آن به نوع سویه وشیوه جوجه کشی بستگی دارد. یک جوجه درآوری موفق بستگی به عوامل گوناگونی دارد که از آن جمله می توان به نکات زیر اشاره داشت: . 1- چگونگی تغذیه پرندگان مولد. 2- مهیا بودن شرایط پرورش و جفت گیری. 3- چگونگی جمع آوری و انبار داری تخم. 4- چگونگی کنترل نمودن دستگاه جوجه کشی. .. در خصوص چگونگی تنظیم و کنترل دستگاه جوجه کشی بهتر است که به توصیه های کارخانه تولید کننده دستگاه توجه کرد. به طور معمول دو نوع دستگاه در جوجه کشی مورد استفاده قرار می گیرد. یک نوع دستگاه های جوجه کشی با هوای تحت فشار و نوع دیگر دستگاه های با هوای راکد هستند. به طور کلی دستگاه های جوجه کشی با هوای تحت فشار برتر از نوع دیگر هستند اما ماشین های با هوای راکد نیز اگر به خوبی سرویس شوند کارکرد مناسبی خواهند داشت. برخی از کارخانه ها اقدام به ساخت مدل های اختصاصی برای جوجه کشی بلدرچین می نمایند با اینحال تخم های بلدرچین ژاپنی را می توان در درون دستگاه های جوجه کشی ویژه انواع پرندگان نیز قرار داد اگر چه برای این منظور سینی برخی از ماشین ها باید اصلاح شوند و همچنین تخم ها برای دستگاه ستر باید بر روی سینی های بزرگ تر قرار گیرند.در ادامه سعی شده است تا جهت آشنائی توضیحات بیشتری در خصوص دو نوع دستگاه فوق ارائه شود:دستگاه های جوجه کشی با هوای تحت فشاراین دستگاه ها می بایست تا چهاردهمین روز جوجه کشی دما را در 3/0 +- 5/37 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی را در 60% حفظ نمایند. تخم ها باید در هر 2 تا 3 ساعت چرخانده شوند تا از چسبیدن جنین به پوسته جلوگیری بعمل آمده و همچنین جنین هوا و غذای کافی را دریافت دارد. در روز چهاردهم عمل کندلینگ انجام شده و تخم های ترک دار و بدون نطفه دور ریخته می شوند. همچنین در این روز تخم های دارای جنین از دستگاه ستر به سینی های مخصوص دستگاه هچر انتقال داده شده و گردش تخم ها در این مرحله متوقف می شود. دستگاه ستر باید دمائی معادل 2/37 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 70% را تامین نماید. اگر دستگاه جوجه کشی ترکیبی از هچر و ستر باشد می توان با دمای 5/37 شروع نمود اما رطوبت نسبی در طول عمل جوجه کشی باید تا 70% افزایش پیدا کند. همچنین دستگاه هچر را نباید در طول عملیات جوجه کشی باز نمود. چنانچه تمامی توصیه های جوجه کشی به دقت انجام شود جوجه ها در روز 17 یا 18 از تخم خارج خواهند شد.دستگاه های جوجه کشی با هوای راکددر این دستگاه ها، برای هفته اول از دمای معمولی جوجه کشی که 3/38 درجه سانتیگراد است استفاده می کنیم. این دما برای هفته دوم 8/38 درجه سانتیگراد و تا هنگام هچ شدن کامل تخم حداکثر 5/39 درجه سانتیگراد می باشد. برای اندازه گیری دما می بایست میزان دما در بالای تخم ها اندازه گیری شود. همچنین تا روز چهاردهم جوجه کشی رطوبت نیز باید کمتر از 70% بوده و در پایان جوجه کشی یعنی در 18 – 17 روزگی به بالای 70% برسد. نگه داشتن میزان رطوبت صحیح در این دستگاه ممکن است مشکل باشد. تخم ها می بایست دست کم 3 بار در روز چرخانده شوند (در صورت امکان 5 بار بهتر است). با نشان دار کردن کناره های تخم ها و یا سینی یا راکها توسط مداد می توان از صحیح بودن چرخش تخم ها مطمئن شد. در صورتیکه دما تمام قسمتهای تخم را پوشش نمی دهد بهتر است جای تخم ها را در درون دستگاه تغییر داد. درهر صورت توجه داشته باشید که در دستگاه را برای چرخاندن تخم ها زیاد باز و بسته نکنید و آنرا برای مدت طولانی باز نگذارید.جوجه کشی طبیعیاز آنجا که بلدرچین های ژاپنی به ندرت کرچ می شوند، می توان تخم های بلدرچین را با قرار دادن در زیر مرغ های کرچ نیز تبدیل به جوجه کرد. برای اینکار مرغ های نژاد کوچک ایده آل می باشند. گروهی از تخم ها باید ذخیره شده و سپس در زیر مرغ گذارده شوند تا همگی آنها با هم به جوجه یکروزه تبدیل شوند ... مواد غذایی تشکیل‌دهنده جیره بلدرچین عبارتند از: آب، پروتئین، کربوهیدرات، چربی، مواد معدنی و ویتامین‌ها. اگرچه تمامی این اقلام ضروری هستند،‌ اما آب کافی، به عنوان مهم‌ترین ماده‌ غذایی محسوب می‌گردد. آب پاکیزه و تمیز بایستی به طور منظم و دائم به خصوص تحت شرایط گرم و مرطوب در اختیار پرندگان باشد. بلدرچین به حداقل 2 برابر وزن خویش نیاز به آب دارد. و برابر با وزن خویش نیازمند غذا بر حسب ماده خشک هستند. در صورت مصرف قدری نمک اضافی در جیره یا در فصول خشک سال میزان نیاز به آب نیز افزایش می‌یابد. در این مقاله سعی شده نیازهای غذائی بلدرچینهای ژاپنی بویژه در مواد ضروری جیره تشریح گردد. پروتئین پروتئین، اسیدهای آمینه مورد نیاز برای رشد و تولید تخم را فراهم می‌آورد. نیازمندی‌های بلدرچین در زمینه پروتئین جیره تحت‌تأثیر میزان انرژی متابولیزه و سایر اجزاء مصرفی در ساخت جیره مصرفی بلدرچین قرار دارد. تحقیقات پیشین نشان داد که گله‌های بلدرچین با موفقیت با مصرف جیره‌های استارتر بوقلمون حاوی حدود 28ـ21% پروتئین خام پرورش داده شده‌اند. پرفسور لی و همکاران نشان دادند که برای جیره استارتر میزان پروتئین خام برابر با 21% مورد نیاز است که می توان اندازه آن را تا 3 هفتگی به 20% کاهش داد. پروتئین گران‌قیمت‌ترین ماده غذایی است و بایستی از منابع باکیفیت بالا تأمین شود. کیفیت پروتئین براساس اسیدهای آمینه تشکیل دهنده ماده غذایی و قابلیت دسترسی اسیدهای آمینه پس از هضم از دستگاه گوارش بلدرچین تعیین می‌شود. اسیدهای آمینه به عنوان اجزاء سازنده پروتئین‌ها محسوب می‌شوند از میان 19 اسیدآمینه مورد نیاز بلدرچین، 13 اسیدآمینه، انواع ضروری تلقی شده و بایستی از طریق جیره تأمین شوند و 6 اسیدآمینه نیز غیرضروری است چرا که در بدن ساخته می‌شوند و لازم نیست که ضرورتاً در داخل جیره باشند. 13 اسیدآمینه ضروری عبارتند از: آرژنین، سیستین، گلیسین،‌هیستیدین، ایزولوسین، لوسین، لیزین، متیونین، فنیل آلانین،‌ ترسوانین،‌ تریپتوفان،‌ ایتروزیی و روایس. مواد غذایی از لحاظ کیفی وکمی و از لحاظ اسیدهای آمینه با یکدیگر متفاوت اند. جیره بلدرچین عمدتاً از اقلام گیاهی تشکیل شده است. بهترین اقلام گیاهی مصرفی در جیره عبارتند از: ذرت، کنجاله سویا،‌سورگوم، برنج و سبوس گندم. متیونین و لیزین اغلب به میزان اندکی در منابع گیاهی یافت می‌شوند اما به هر حال متیونین و لیزین سنتیک معمولاً برای متعادل کردن به ترکیب اسیدهای آمینه به جیره افزوده می‌شوند. در حالیکه اقلام حاوی پروتئین‌ مانند پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان و غیره، منابع خوبی برای تامین اسیدهای آمینه ضروری تلقی می‌شوند اما اغلب گران‌قیمت‌تر از اقلام پروتئین گیاهی بوده و میزان مصرف کمتری دارند بعلاوه اینکه سایر مواردی نظیر امکان انتقال برخی بیماریها از طریق منابع پروتئین حیوانی موجب بروز محدودیتهائی در خصوص استفاده از این مواد می گردند.انرژی میزان غذای مصرفی به میزان انرژی قابل متابولیزه (ME) جیره، سن پرندگان، وضعیت تولید مثلی و دمای محیط بستگی دارد. در مناطق با آب و هوای معتدل انرژی مورد نیاز برای بلدرچینهای در حال رشد 2600 تا 3000 کیلوکالری انرژی متابولیزه در هر کیلوگرم گزارش شده است. در حالی که تحقیقات ما در شرایط حاره‌ای نشان داد که میزان انرژی مورد نیاز 2800 کیلوکالری ME/kg در مورد بلدرچین‌های در حال رشد می‌باشد. که برای بلدرچیـن‌های تخم‌گذار به 2550 کیلوکالری ME/kg بالغ می‌گردد. اگر چه افزایش انرژی از 2600 تا 2800 کیلوکالری ME/kg بر وزن‌گیری اثری ندارد، ولی به طور قابل توجهی بر بهره‌وری جیره مصرفی تأثیر می‌گذارد چرا که میزان جیره مصرفی به شدت کاهش می‌یابد. منبع اصلی تأمین انرژی دانه‌های غلات هستند که اجزاء اصلی جیره محسوب می‌شوند. در بیشتر جیره‌ها چربی‌های حیوانی و گیاهی نیز برای تامین مقادیر بالاتر انرژی مصرف می‌شوند.ویتامین‌ها ویتامین‌ها را می‌توان تحت دسته ویتامین‌های محلول در چربی (K, F, D, A) و محلول در آب (ب ـ کمپلکس) طبقه‌بندی نمود. بسیاری از ویتامین‌ها کاملاً پایداراند و گروهی نیز به سرعت در مواجه با گرما، نور خورشید یا هوا فاسد می‌شوند. بلدرچین‌های پرورشی در داخل سالن کاملاً به ویتامین‌های موجود در جیره غذایی وابسته‌اند که بایستی با مقادیر و نسبت‌های صحیحی به کار گرفته شوند. چرا که آنها به منابع طبیعی این مواد دسترسی ندارند. کارکردهای اصلی ویتامین‌ها به شرح ذیل می‌باشد:ویتامین A ویژگی اساسی ویتامین A کارکرد آن در اطمینان ‌بخشی به رشد کافی و به عنوان وسیله‌ای برای کمک به پرنده در مقاومت در برابر بیماری است. ویتامین A برای بینایی، تولید تخم‌مرغ و تولید مثل ضروری است. بلدرچین ‌های تخم‌گذار دریافت کننده مقادیر ناکافی ویتامین A ، تخم‌های کمتری می‌گذارند و تخم‌های گذاشته شده نیز اغلب به جوجه تبدیل نمی‌شوند. برای جوجه درآوری و باروری بهتر بلدرچین‌های ماده وجود IU 2500 ویتامین A به ازای هر کیلوگرم خوراک مورد نیاز می‌باشد همچنین قابلیت جوجه درآوردن و بقاء جوجه‌های تازه از تخم خارج شده با مصرف 3200 واحد بین‌المللی ویتامین A در هر کیلوگرم جیره ارتقاء خواهد یافت. این ویتامین در بدن پرنده از مولکول‌های مولد خود یعنی کاروتن شکل می‌گیرد که در سبزیجات و ذرت زرد یافت می‌شود. خرد کردن اقلام غذایی احتمال از بین رفتن و بی اثر شدن این ویتامین را در طول نگه‌داری تسریع می‌کند. به خصوص اگر محل نگه‌داری گرم و مرطوب باشد چرا که تماس با هوا موجبات نابودی این ویتامین را فراهم می‌آورد. در نتیجه، صنعت تولید خوراک دام به ویتامین A دریافتی از طریق اقلام غذایی کفایت نمی‌کند. ویتامین A خشک یا پایدار شده برای برآورده‌سازی نیازهای پرنده به جیره افزوده می‌گردد. طبق مطالعات انجام گرفته افزودن 4000 واحد بین‌المللی ویتامین A به ازای هر کیلوگرم جیره برای رشد و تولید مثل مطلوب بلدرچین‌ها کفایت می‌کند.ویتامین D ویتامین D اشکال مختلفی دارد. امّا D2 و D3 مهم‌ترین اشکال موجود محسوب می ‌شوند. ویتامین D3 برای بلدرچین جنبه ضروری دارد. ویتامین D به جذب کلسیم و فسفر از دستگاه گوارش و ترکیب کلسیم بر پوسته تخم‌ بلدرچین کمک می‌کند. فوراتد (1979) نشان داد که محدودیت غذایی ویتامین D3 کمکی، علی‌رغم کاستن از میزان جیره دریافتی، از وزن بدن پرندگان نر و ماده نمی‌کاهد. با این وجود، ‌تولید تخم از 74% به 20% کاهش نشان می‌دهد. در آزمایش دیگری، بلدرچین نر بالغ با مصرف جیره غذایی فاقد ویتامین D3 به مدت یک سال همچنان شرایط بدنی خوب خود را حفظ نمودند. اما تلفات 90 و 16% به ترتیب در بلدرچین‌های نر و ماده دیده شد. در حالتی که هر دو از تعادل منفی کلسیم به یک حدود رنج می بردند. وجود ویتامین D با نور خورشید مرتبط است چرا که تابش نور خورشید ساخته شدن ویتامین D در بدن پرنده را تحریک می‌کند. متأسفانه بلدرچین‌های تخم‌گذار به ندرت در معرض نور مستقیم خورشید قرار دارند و بنابراین میزان ساخت ویتامین D در بدن آنها محدود است. تولید کنندگان بلدرچین به طور معمولی ویتامین D را به مقادیر موردنیاز به جیره پرنده می‌افزایند تا اهداف تولیدی را با کمک آنها و نیز با استفاده از ویتامین D موجود در اجزا جیره برآورده سازند.ویتامین E کمبود ویتامین E سبب بروز بیماری در دستگاه عصبی جوجه‌ها با نام بیماری جوجه دیوانه (آنسفالومالاسی) می‌گردد. همچنین وجود این ویتامین در گله‌های مادر برای برخورداری از قابلیت جوجه درآوری مناسب تخم‌ها ضروری است. آنسفالومالاسی با وجود مقادیری از چربی‌های غیراشباع حساس در برابر فساد و تندشدگی رُخ می‌دهد. در این حالت بهتر است مقداری ترکیبات آنتی‌اکسیدان برای جلوگیری از فساد چربی‌ها بدان افزوده شوند. کمبود ویتامین E در جیره‌های حاوی پروتئین سویا و نشاسته، بر وزن بدن،‌ میزان مصرف جیره یا تولید تخم بلدرچین ژاپنی تأثیری ندارد. با این حال، سبب ناباروری در میان بلدرچین‌های نر می‌گردد که با افزودن IM 40 ویتامین E به هر کیلوگرم جیره برای مدت 2 هفته رفع می‌گردد. باروری و قابلیت جوجه درآوری تخم بلدرچینهائی که با جیره معمولی حاوی گلوکز و کنجاله سویا، اما دارای مقادیر ناکافی ویتامین E، تغذیه شده اند پس از 20 هفته به شدت کاهش می‌یابد و ادامه مصرف این جیره برای مدت 35 هفته سبب آنسفالومالاسی یا دیستروفی عضلانی می‌گردد. دانه‌ها و کنجاله یونجه مهم‌ترین منابع طبیعی ویتامین E به شمار می‌آیند.ویتامین K ویتامین K یک عنصر ضروری در ساخت پروترومبین به شمار می‌آید که ماده شیمیایی ضروری برای لخته شدن خون است و کمبود آن می‌تواند به پارگی عروق خونی و خونریزی گسترده منجر شود. ویتامین K به طور طبیعی در تمام غذاها به خصوص کنجاله شبدر مصری یافت می‌شود. میزان نیاز کم است و مصرف IU/kg2 در شرایط معمولی کفایت می‌کند. در صورت بروز مشکل می توان از محصولات سنتیتک محلول در آب ویتامین K3 استفاده کرد.ویتامین ب ـ کمپلکس این ویتامین‌ها به خوبی در غلات و دانه‌ها یافت می‌شوند و کمبود آنها به طور معمول رخ نمی‌دهد. کارکردهای اصلی ویتامین‌های گروه B کمک به بلدرچین در دست‌یابی به رشد مطلوب است. تیامین (ویتامین B1) وجود این ویتامین برای متابولیسم کربوهیدراتها ضروری است. علائم کلاسیک پلمی نوریت در جوجه‌های بلدرچین تازه از تخم خارج شده ای که با جیره بوقلمون مادر حاوی 2/3 میلی گرم تیامین در کیلوگرم تغذیه می شدند، گزارش شده است. این بلدرچین‌ها پاسخ مناسبی را در برابر تزریق ویتامین از خود نشان دادند. بلدرچین‌های ژاپنی مادر نیاز بیشتری به تیامین دارند که mg/kg 8/0 جیره گزارش گردیده است. ریبوفلاوین (ویتامین B2) در صورت فقدان ویتامین B12 و ،ویتامین C ، مقدارmg 8 ریبوفلاوین به ازای هر کیلوگرم جیره پیشنهاد شده است که در حضور این ویتامین‌ها به 4 میلی‌گرم کاهش می‌یابد. علائم نشان دهنده کمبود ریبوفلاوین عبارتند از: کاهش رشد، تلفات بالا، اختلال در ایستادن و وضعیت بدنی، که در بلدرچین‌ها فلج پنجه خمیده نامیده می‌شود. در صورت تداوم دو هفته‌ای کمبود ریبوفلاوین پرها نیز در نخواهند آمد. مطالعات در مورد تأثیر کمبود ریبوفلاوین بر تکامل دستگاه تولید مثل و جنین در بلدرچین‌های ژاپنی، تلفات بالایی را در گروه مبتلا به کمبود ریبوفلاوین نشان داده است. مقادیر 4 و 8 میلی‌گرم/کیلوگرم برای حفظ و تداوم تولید جنین تخم لازم است. داده‌های حاصله از تعداد هچ‌های هفتگی نشان داد که افزودن مقادیر اندکی از ریبوفلاوین به جیره پایه می‌تواند بر افزایش موارد فلج پنجه خمیده بیانجامد در حالی که مصرف مقادیر بالاتر کاهش آن را به همراه دارد.اسید نیکوتینیک با خورانیدن یک جیره عاری از اسیدنیکوتینیک به بلدرچین 4 روزه کاهش رشد ملاحظه می گردد. همچنین جوجه‌های تازه از تخم خارج شده بلدرچین، 9 روز پس از مصرف این جیره تلف شدند. سن پرندگان تعیین کننده شدت علائم کمبود اسیدنیکوتینیک بود. کاهش مشخص در رشد، بسته شدن چشم‌ها، کاهش فعالیت و آتروفی شدید عضله سینه در بلدرچین‌های مصرف کننده جیره دچار کمبود اسیدنیکوتینیک مشاهده شد. مطالعات بیشتر نشان داد که وجود mg/kg 40 برای رشد طبیعی بلدرچین‌ها مناسب است. اسیدپانتوتنیک به منظور پیشگیری از تلفات و رشد طبیعی جوجه‌های بلدرچین مصرف مقادیر mg/kg 5/7 کلسیم پانتوتنات در جیره‌های خالص شده ضروری است اگر چه برای درآوردن پرها به طور طبیعی 30ـ10 میلی‌گرم از این ماده مورد نیاز است. مطالعات تکمیلی نشان دادند که میزان نیاز بلدرچین‌ها به این ماده تا 5 هفتگی mg/kg 40 می‌باشد. در بلدرچین‌های مادر برای برخورداری از باروری مطلوب و قابلیت جوجه درآوری بالا mg/kg 10 کلسیم پانتوتنات نیاز است. تخم‌های حاصله از بلدرچین‌های ماده ای که دچار کمبود اسید پانتوتنیک در جیره بوده اند، در اواخر دوره انکوباسیون تلف می‌شدند و خونریزی‌های جنینی، خیز و جنین دارای پاهای خمیده در آنها قابل مشاهده بود. کولین بلدرچین ژاپنی در حال رشد، در مقایسه با طیور معمولی نیازمند مقادیر بالاتری از کولین برای حمایت از حداکثر رشد و پیش‌گیری از وقوع نرمی استخوان، حفظ حداکثر وزن تخم، تولید تخم و قابلیت جوجه درآوری است. بلدرچین بالغ به مقادیر بالاتری کولین در مقایسه با طیور تخم‌گذار نیازمندند که حدود mg/kg3100 جیره می‌باشد. اسیدفولیک کمبود اسیدفولیک در بلدرچین در حال رشد سبب رشد نامناسب پرها، تلفات بالا، ضعف پاها و فلج گردن می‌شود این علایم مشابه علایم قابل مشاهده در بوقلمون است. جوجه‌های بلدرچین نیز از کم‌خونی و سندروم پنجه خمیده رنج می‌برند. میزان اسیدفولیک مورد نیاز در بلدرچین در حال رشد معادل mg/kg 36/0 ـ 3/0 برای جیره است.بیوتین مطالعات نشان داده اند که بیوتین زیادتری نسبت به سایر طیور برای کسب وزن و تولید تخم‌مرغ بیشتر مورد نیاز است.ویتامین B12 (بیانوکوبالآسین) ویتامین B12 برای رشد پرهای قرمز معمولی ضروری است. برای دستیابی به قابلیت جوجه درآوردن بهتر، وجود مقادیر کافی اسید پانتوتنیک و ویتامین B12 ضروری است. مقادیر مشابهی از ویتامین ب کمپلکس را می‌توان در تمامی اقلام غذایی یافت. بایستی تأکید نمود که ویتامین B12 فقط در غذاهای با منشأ دامی یافت می‌شوند.مواد معدنیعلاوه بر پروتئین، کربوهیدرات‌ها، چربی‌ها و ویتامین‌ها، بسیاری از دیگر عناصر بخشی از نیازهای غذایی بلدرچین را تشکیل می‌دهند. مواد معدنی را می‌توان به ریزمغذی‌ها و درشت مغذی‌ها تقسیم نمود. درشت‌مغذی‌ها در مقادیر بالا مورد نیاز هستند و اغلب عناصر اسید، باز یا ساختاری را تشکیل می‌دهند که عبارتند از: کلسیم، فسفر، پتاسیم، منیزیوم، گوگرد و نمک. ریزمغذی‌ها در فعال سازی یا تکمیل آنزیم‌ها نقش دارند و عبارت اند از: کبالت، مس، ید، آهن، منگنز، سلنیوم و روی. مواد معدنی 3 تا 5% وزن بدن بلدرچین را تشکیل می‌دهند و چون قابل سنتز نیستند بایستی حتماً از جیره تأمین شوند.کلسیم و فسفراعمال اصلی این دو نوع ماده معدنی ساخت استخوان‌های بدن است. کلسیم برای ترکیب روی پوست تخم ضروری است. در مورد کلسیم و فسفر فقط مقدار مهم نیست بلکه نسبت نیز دارای اهمیت می‌باشد. برای بلدرچین‌های در حال رشد جوان این نسبت 1 به 1 یا 2 به 1 خواهد بود. بلدرچین جوان نیازمند حداقل 8/0% جیره کلسیم و 45/0% فسفر قابل دسترس است در حالی که برای بلدرچین تخم‌گذار این مقدار در مورد کلسیم به 5/2 تا 3% می‌رسد که این عضو بخش اصلی پوسته را تشکیل می‌دهد. مطالعات انجام شده اولیه، زمانیکه جیره حاوی 58/0 تا 18/1% فسفر خام و 44/0 تا 3/2% کلسیم بود، تا 6 هفتگی تفاوتی را در وزن بدن یا خاکستر استخوان نشان ندادند. البته مطالعات بعدی نشان دادند که 7/0% کلسیم برای بلدرچین در حال رشد کفایت می‌کند و میزان 9/4% رشد را به تأخیر می‌اندازد. همچنین بلدرچین در حال رشد و تخم‌گذار تا زمانی که حاوی 8/0% ، 5/1% ، 6/2% یا 5/3% کلسیم باشد، از نظر تعادل کلسیمی در حالت مثبتی قرار دارد ولی میزان کلسیم بالاتر از 5/3% از قابلیت جوجه درآوری می‌کاهد. مواد معدنی در بسیاری از اجزاء جیره یافت می‌شوند. پودرهای استخوان و گوشت و لبنیات منابع مناسبی از کلسیم و فسفر به شمار می‌آیند. همچنین می توان از پوسته صدف، آهک، دی کلسیم فسفات و کربنات کلسیم معمولی برای تأمین این عناصر در جیره غذایی استفاده کرد.منیزیوممنیزیوم یکی از اجزاء ضروری بافت و مایعات بدن است و یون ‌های این عنصر به عنوان فعال کننده آنزیم‌های مهم دخیل در متابولیسم مطرح هستند. در صورت فقدان در جیره، بلدرچین‌ها رشد بطنی پیدا می‌کنند ، دچار تشنج می‌شوند و سرانجام تلف خواهند شد. همچنین کمبود آن در جیره‌های بلدرچین‌های تخم‌گذار کاهش سریع تخم تولیدی را به همراه دارد. نیاز به منیزیوم mg/kg 300 تعیین می‌شود. در مطالعات انجام شده میزان نیاز به منیزیوم برای بقا و رشد با افزودن mg/kg 150 منیزیوم یا mg/kg 50 به آب آشامیدنی تأمین گردیده است. سندرا و همکاران (1992) دریافتند که اثرات زیانباری با مصرف یک هزار میلی‌گرم منیزیوم در هر کیلوگرم جیره خالص شده حاصل می‌گردد. اجزاء طبیعی جیره حاوی مقادیر کافی منیزیوم هستند. برخی از انواع آهک (دولومیت‌ها) حاوی درصد بالایی از منیزیوم هستند و بایستی از آنها پرهیز نمود چرا که خاصیت مسهلی دارند و در مصرف کلسیم اختلال ایجاد می‌کنند.منگنزکارکرد اصلی منگنز پیش‌گیری از وقوع پوکی استخوان است، وضعیتی که در آن تاندون آشیل از شکاف پشت مفصل زانو حرکت می‌کند و به طرف پشت و طرفین حرکت می‌کند وجود این عنصر برای رشد طبیعی، تریب در پوسته تخم‌مرغ، تولید تخم و قابلیت جوجه‌ درآوردن ضروری است. این ماده به شکل سولفات و منگنز به جیره افزوده می‌گردد.آهن، مس، کبالتاین عناصر کمیاب برای شکل‌گیری هموگلوبین ضروری هستند. کم‌خونی تغذیه‌ای ، زمانی رخ می‌دهد که میزان این عناصر کم و اندک باشد. گلبول‌های قرمز خون حاوی آهن نیز هستند. پس از شکل‌گیری هموگلوبین، وجود مس برای استفاده از آهن ضروری است. مطالعات گزارش دادند که نیازمندی بلدرچین ژاپنی به آهن و مس به ترتیب 120 و 5 میلی‌گرم/کیلوگرم براساس پروتئین سویای جدا شده توسط BDTA می‌باشد. کبالت بخش لاینفکی از ویتامین B12 می‌باشد که در شکل‌گیری هموگلوبین دخیل می‌باشد. مقدار این عناصر در جیره حالت بسیار حساسی دارد. مقادیر اضافی می‌تواند حالت سمی داشته باشد. معمولاً فقط مقدار اندکی به جیره افزوده می‌شوند. ماکووا و همکاران (1991) به مطالعه اثرات افزودن 50 ، 100، 250 و 500 میلی‌گرم سولفات کبالت به ازاء هر کیلوگرم جیره بر روی میزان B12 در کبد و روده کور پرداختند. غلظت B12 در موارد مصرف mg1200 سولفات کبالت در هر کیلوگرم جیره در بالاترین سطح ممکن بود.سلنیومسلنیوم یکی از عناصر ضروری برای رشد بلدرچین حتّی در موارد وجود ویتامین E است. جیره‌های حاوی اسیدهای آمینه و mg100 دی ـ آلفا ـ توکوفرول استات در کیلوگرم بایستی 1/0 میلی‌گرم سلنیوم را به صورت سلنیت دریافت دارند تا بلدرچین بتواند به زندگی خود ادامه دهد. اختلال تولید مثل در بلدرچین ژاپنی مصرف کننده جیوه حاوی مقادیر پایین سلینوم و ویتامین E از زمان خروج از تخم تا بلوغ مشاهده شده است. سرعت تخم‌گذاری و باروری تحت تأثیر واقع نمی‌شود اما قابلیت جوجه درآوری تخم‌های نطفه‌دار، زنده ماندن انواع نر و ماده بالغ و جوجه‌های تازه از تخم خارج شده کاهش نشان دادند. افزودن mg1 سلنیوم یا IU30 ویتامین E در هر کیلوگرم، از اختلال در تولید مثل جلوگیری می‌نماید. افزودن سلنیوم به جیره به میزان mg/kg2/0 از آترونی لوزالمعده پیش‌گیری می نماید.رویبلدرچینهای ژاپنی در برابر کمبود روی در جیره بسیار حساس هستند. کمبود روی در جوجه بلدرچین با کاهش رشد، پر درآوردن غیرطبیعی، اشکال در تنفس و عدم هماهنگی در حرکات و کاهش خاکستر استخوان همراه است. نیاز به روی جهت رشد طبیعی، پر درآوری مناسب و ... به mg/kg 25 جیره می‌باشد. پرندگانی که مقادیر اولیه 75 میلی‌گرم روی به ازای هر کیلوگرم را دریافت داشتند، بسیار بهتر از پرندگانی که mg/kg25 روی مصرف کرده بودند رشد پیدا کردند. روی می‌تواند در استخوان ذخیره شود و در طول محرومیت از روی مورد استفاده قرار گیرد. کاهش در جذب روی در بلدرچین بالغ به دنبال مصرف مقادیر بالای کلسیم توسط کیندهولز و همکاران گزارش گردیده است.نمک (کلرید سدیم)وجود این ماده برای هضم پروتئین لازم است و علاوه بر این در تعادل اسید ـ باز هم دخالت دارد. بلدرچین های ژاپنی در حال رشد با مصرف یک جیره خالص حاوی 042/0 تا 051/0% سدیم، رشد نامناسب، تلفات بالا، تورم غده فوتلکیه، افزایش هماتوکریت و کاهش سدیم پلاسما را نشان دادند که این موارد نشانگر اختلال در هموستاز مایعات و الکترولیت بدن است. مصرف سدیم به میران 1/0% این مشکلات را رفع نمود. مواد غذایی طبیعی معمولاً نیازمند نمک هستند تا نیازهای بلدرچین به سدیم و کلر رفع شود و این ماده به طور معمول به مقادیر 25/0 تا 35/0% به جیره افزوده می شود. مصرف مقادیر بالای نمک اثرات مسهلی به دنبال دارد و سبب شل شدن مدفوع و ایجاد بستر خیس می‌گردد. راهنمای پیشگیری از بیماری ها در بلدرچینپیشگیری باید این مهم را به خاطر داشت که می توان از بروز اکثر بیماری های ویروسی با بکارگیری یک مدیریت خوب و کاربردی پیشگیری کرد . لانه ها باید تمیز و دارای تهویه و دمای مناسب باشند و از ورود جانوران موذی به آنها ممانعت شود. بلدرچین نباید با انواع دیگر پرندگان پرورش داده شود، زیرا به خوبی مشخص شده که گونه های مختلف پرندگان دارای حساسیت های متفاوت در برابر ارگانیسم های عامل بیماری هستند. از آنجا که بلدرچین های جوان به بیماری حساس تر هستند بنابراین آنها باید جدا از بلدرچین های مادر پرورش یابند زیرا بلدرچین های مادر ممکن است به طور تحت بالینی با میکروارگانیسم هائی آلوده باشند و یا به عنوان حاملین عوامل بیماریزا عمل کنند. در مزارع بزرگ پرورش بلدرچین توصیه می شود که سرپرست های مستقل جهت مراقبت از این پرنده ها گماشته شوند. شواهدی مبنی بر انتشار بیماری های خاصی مانند لکوز در مزارعی که بلدرچین و ماکیان به طور جداگانه پرورش می یابند ولی سرپرست آنها یکی است، وجود دارد. برعکس بلدرچین های ژاپنی ممکن است به عفونتهای تحت بالینی مبتلا شوند و آن را به سایر گونه های پرندگان انتقال دهند. این پرندگان باید با غذای مناسب که از منبع مورد اطمینان خریداری شده تغذیه شوند. غذا باید در مکان خشک نگهداری شده و از رشد کپکها ممانعت بعمل آید و همچنین باید از جانوران موذی که ممکن است سبب ایجاد بیماری یا انتقال میکروارگانیسمها شوند محافظت گردد. این پرندگان باید به طور مرتب و روزمره بازبینی شده و اگر نشانه هائی از قبیل کزکردگی، لرزش، فلجی را نشان دادند جهت معاینه به دامپزشک ارجاع داده شوند. پیشگیری در خلال شیوع بیماری هنگامی که بیماری شیوع پیدا می کند صاحبان مزارع باید به توصیه هائی مبنی بر جداسازی پرندگان سالم از بیمار عمل کنند. زیرا کانی بالیسم ، خوردن مواد دفعی پرندگان بیمار و انتقال از طریق آئروسل سبب انتشار بیماری خواهد شد. توصیه می شود که لاشه ها سوزانده و یا به وسیله آهک مدفون شوند و تمام محل ضدعفونی گردد. همچنین انکوباتورها ضدعفونی شده و جوجه بلدرچین های تازه هچ شده در محلهای ضدعفونی شده پرورش یابند. منبع شیوع بیماری در صورت امکان شناسائی گردد و با اقدامات پیشگیری کننده مناسب بیماری تحت کنترل درآید. بلدرچین ژاپنی با این که نسبت به برخی از بیماریها مقاوم است ولی نسبت به ابتلا طبیعی به اکثر بیماریهای ویروسی ماکیان حساس می باشد به خصوص هنگامی که تحت شرایط مدیریتی ضعیف پرورش یابد. هرچند تعداد گزارشهای مربوط به وقوع طبیعی بیماری در بلدرچین ها در مقایسه با ماکیان دیگر کمتر می باشد. اما این موضوع ممکن است ناشی از این واقعیت باشد که تعداد معدودی مزرعه پرورش بلدرچین وجود دارد. با توجه به پیشرفتهای اخیر در امر روشهای فنی تشخیصی در ویروس شناسی این احتمال وجود دارد که موارد بیشتری از وقوع طبیعی بیماری های ویروسی خصوصا آنهائی که ناشی از اعضای گروه آدنوویروس هستند گزارش شوند. بیماریهای ویروسی و باکتریائی بلدرچین ژاپنیبلدرچین ژاپنی (Coturnix Coturnix Japonica) از پرندگان شکاری (Game Birds) مهاجر بوده و به خانواده Phasianidae که ماکیان اهلی (Gallus Domesticus) در آن قرار دارد متعلق می باشند. این پرندگان از بلدرچین باب وایت (Colinus Virginianus) و گونه های بومی استرالیا و سایر کشورها مجزا هستند. ظاهرا بلدرچین ژاپنی ابتدا در ژاپن اهلی شده است. بلدرچین ژاپنی امروزه به طور تجاری برای تولید گوشت و تخم و یا به عنوان پرنده خانگی و همچنین برای بکارگیری در تحقیقات علمی، در بیشتر نقاط دنیا پرورش می یابد. با وجود اینکه ظاهرا بلدرچین ژاپنی نسبت به سایر طیور به بیشتر بیماریها مقاوم می باشد، ولی این پرنده نیز به عفونت های طبیعی ناشی از اکثر انگلها، قارچها، باکتریها، مایکوپلاسماها و عفونتهای ویروسی که طیور اهلی را مبتلا می سازند، حساس است. بنابراین بلدرچین ژاپنی باید به طور جدا از بوقلمونها و ماکیان پرورش یابد. همچنین بلدرچین ژاپنی به انگلهای خارجی از قبیل شپشها، کنه ها، جربها، ککها و انگلهای داخلی مانند: Choanotaenia Infundibulum، Raillietina Echinobothridia ، هتراکیس گالیناروم و عفونتهای تک یاخته ای مانند کوکسیدیا و هیستوموناس مله اگریدیس حساس می باشد. معمولترین عفونت قارچی در بلدرچین ژاپنی، آسپرژیلوس و کاندیدیازیس می باشد. بیماریهای باکتریائی مانند سالمونلوز، کلی باسیلوز، اریزیپلاس و همچنین مایکو پلاسموز، ممکن است تحت شرایط طبیعی در بلدرچین ها رخ دهند. همچنین در مواردی وقوع بیماری پاستورلوز در بلدرچین ژاپنی گزارش شده است. بلدرچین ژاپنی همانند ماکیان اهلی به بیماریهای ناشی از کمبودهای نیز تغذیه ای مبتلا می گردد. بلدرچین ژاپنی به عوامل ویروسی ایجاد کننده بیماریهائی مانند انسفالومیلیت پرندگان، بیماری مارک، بیماری نیوکاسل، روس سارکوما، برونشیت عفونی، بیماری آنفلوانزا، آبله پرندگان ، برونشیت بلدرچین ها، رتیکولواندوتیلوز، هاری ، آنسفالومیلیت شرقی اسب و لکوز حساس می باشد. بیماری نیوکاسلگزارش هائی از شیوع طبیعی بیماری نیوکاسل در گله های بلدرچین وجود دارد. دو محقق اظهار داشتند که بلدرچینها نسبت به ماکیان حساسیت کمتری به نیوکاسل داشته اند و این بیماری به ندرت در بلدرچینها تشخیص داده شده است. با وجود آنکه بیماری نیوکاسل به شکل بومی (اندمیک) در ماکیان هنگ کنگ وجود دارد و بلدرچینها در آنجا در مقیاس بزرگی پرورش می یابند، عفونت طبیعی ناشی از NDV از مدتها قبل دیده نشده است. این محققین همچنین اظهار داشته اند از آنجا که تعدادی از پرندگان وحشی به شکل تحت بالینی بیماری نیوکاسل مبتلا شده و حاملین فاقد نشانه های بیماری ND هستند، بنابراین ممکن است بلدرچینها نیز تحت شرایط محیطی خاص به عفونت تحت بالینی بیماری نیوکاسل مبتلا شوند. این بیماری با کاهش وزن، اسهال، نشانه های عصبی مانند لرزش و فلجی پاها و عدم کنترل پرنده بر روی گردن، بال و پا و پائین آمدن میزان تولید تخم در گله مادر مشخص می گردد. در گزارش هائی که از شیوع طبیعی بیماری نیوکاسل در گله های بلدرچین وجود دارد، نشانه های تنفسی توصیف نشده است. نشانه های بالینی بیماری نیوکاسل در بلدرچین عبارت است از: تلفات ناگهانی، درجات متفاوتی از بی اشتهائی، کسالت و کز کردگی. در صورت ادامه بیماری، به تدریج این علائم شدیدتر و واضح تر شده و لاغری پیش رونده، مدفوع اسهالی با رنگ زرد روشن که پس از مدتی به صورت آبکی و شفاف در آمده و در انتها به صورت اسهال غلیظ و سبز رنگ در خواهد آمد، دیده خواهد شد. نیمی از بلدرچینهای مبتلا، پس از سه تا چهار روز از شروع حالت بی اشتهائی و اسهال نشانه های عصبی کاملا مشخص و متفاوتی، ازعدم تعادل خفیف تا یک فلجی شل کامل (flaccid) نشان می دهند. این مورد که حالت خاصی از فلجی بوده شامل افتادن بر روی جناغ و یا به یک طرف بدن و کشیده شدن پاها به طرف عقب می باشد. بالها اندکی از هم باز شده، حالت آویخته داشته و بر روی بستر قرار می گیرد. سر بلدرچینهای مبتلا به طور وارفته ای به یک طرف آویزان می باشد. وقتی این گونه بلدرچینها در دست گرفته می شوند به نظر می رسد که کنترلی بر بالها و پاها و گردن خود ندارند ولی در عین حال هنوز هوشیار به نظر می رسند. پرهای اطراف مقعد مرطوب بوده، گاهی اوقات به وسیله موادی به رنگ سفید گچی در می آید. در کالبد گشائی بلدرچینهای تلف شده ضایعاتی از قبیل درجات متفاوتی از تغییرات چربی (fatty change) در کبد و کلیه ها، رسوب اورات زرد رنگ بر روی قسمتهائی از کیسه های هوائی، پرخونی دوازدهه و قسمت فوقانی روده ها مشاهده می گردد. هیچ گونه ضایعه ماکروسکوپی در ریه ها، نای، مغز، مننژ، عصب سیاتیک و شبکه بازوئی و طناب نخاعی دیده نشده است. در آزمایش ویروس شناسی با استفاده از تخم مرغ جنین دار و مشاهده ضایعات ایجاد شده از جنینهای تلف شده، سویه حاد ویروس نیوکاسل (virulent velogenic strain) جدا شد. در آزمایش HI در رقتهای دو برابر (Two-Fold Dilute) تیترهای 1:1024،1:256 و 1:512 از سرم سه بلدرچین به دست آمد. عیار به دست آمده از آزمایش HI با مایع آلانتوئیک تخم مرغهای تلقیح شده 1:128، 1:256 و 1:256 بود. در بررسی بیماریزائی ویروس بیماری نیوکاسل با منشا بلدرچین ژاپنی در ماکیان، ماندگاری ویروس در مغز، نای، ریه، کبد، طحال و خون به ترتیب حداقل به مدت 8، 5، 7،8 و 4 روز پس از عفونت به تایید رسید. از نظر وجود ضایعات میکروسکوپی، کبد، محل اتصال ایلئوم و روده کور، پیش معده، نای، ششها، قلب و مغز طحال و بورس فابریسیوس مورد بررسی قرار گرفتند. نکروز، تخلیه شدید لنفوسیتها در ارگانهای لنفوئیدی و نفوذ سلول های تک هسته ای در کبد دیده شد. همچنین خونریزی شدید، دژنراسیون عصبی، نکروز، گلیوز و تجمع آستینی شکل سلولها به دور رگها در مغز ایجاد شده بود. (perivascular cuffing) مطالعات نشان داد که می توان بلدرچینها را به طور موفقیت آمیزی علیه ویروس برونشیت و نیوکاسل واکسینه کرد. هر چند به علت مقاومت نسبی بلدرچینها به عفونت ناشی از NDV، واکسیناسیون در آنها به طور گسترده ای مورد بررسی قرار نگرفته و کاربرد وسیعی ندارد. بیماری نیوکاسل باید از عفونتهای کورناویروسی، آنفلوانزا، پاستورلوز، اریزیپلاس، کریپتوسپوریدوز، عفونتهای کلامیدیائی و مسمومیتهای غذائی تفریق شود. آنفوانزاگزارشهای زیادی درباره شیوع طبیعی بیماری آنفلوانزا ناشی از سویه های تیپ A و C در بلدرچینها وجود دارد. نکته جالب توجه آن است که تیپ C ویروس آنفلوانزا در میزبانی غیر از انسان شناسائی نشده است. تلفات ناشی از شیوع بیماری آنفلوانزا غالبا بالا و از 10 تا 80 درصد متغیر می باشد. این بیماری در پرندگان جوان نسبت به پرندگان مسن تر از شدت بیشتری برخوردار است. در کالبد گشائی بلدرچینهای تلف شده، تراکئو برونشیت کاتارال، رینوسینوزیت و پرخونی ریوی و تورم روده ای کاتارال مشاهده شد. معمولا تشخیص این بیماری بر اساس تلقیح بافت آلوده به خصوص نای و شش ها به داخل حفره آلانتوئیک تخمهای جنین دار ماکیان می باشد. جنین ها ظرف 3 یا 4 روز تلف شده و مایع آلانتوئیک آنها گلبولهای قرمز خون ماکیان را منعقد می کند. وجود ویروس آنفلوانزا را می توان با آزمایش تایید نمود. انجام آزمایش های CFT و ELIDA بر روی سرم پرندگان مبتلا ارزشمند بوده و در تشخیص بیماری پرندگان واکسینه نشده کمک می نماید. بررسی واکسنهای ضد آنفلوانزا نشان داد که ایجاد ایمنی چه بسا میزان تلفات را در پرندگان کاهش دهد. هر چند به علت تعدد تیپها و تحت تیپهای آنتی ژنیک ویروس آنفلوانزا، ایجاد ایمنی در پرندگان به شکل محدودی صورت می پذیرد. عفونت ناشی از ویروس آنفلوانزا باید از بیماری نیوکاسل، عفونتهای ناشی از ویروس آبله، کرونا ویروس، عفونتهای مایکوپلاسمائی و باکتریائی مانند پاستورلوز و هموفیلوس پاراگالیناروم تفریق شود. آنسفالومیلیت پرندگانعفونتهای طبیعی و تجربی ناشی از AEV تلقیح داخل مغزی ویروس انسفالومیلیت پرندگان به جوجه بلدرچینهای یکروزه و دو روزه موجب لرزش، عدم تعادل و فلجی بین 16 تا 30 روز پس از تلقیح شده و در نهایت سبب مرگ آنها می شود. با تلقیح مواد عفونی، به خصوص به بافت مغز جوجه بلدرچینهای آلوده از طریق داخل مغزی یا به وسیله تلقیح از راه کیسه زرده، به جوجه های یک روزه می توان با مشاهده نشانه های بالینی خاص انسفالومیلیت پرندگان، آتروفی ماهیچه پا و یا مرگ جنین ها وجود ویروس را نشان داد. عفونت طبیعی ناشی از AEV در بلدرچین ژاپنی در خلال دوره تخمگذاری، از لحاظ دوره بیماری و تاثیر بر روی تولید، مشابه با آنچه در ماکیان توصیف شده، می باشد. در این حالت پس از آلودگی، میزان تولید تخم و میزان جوجه در آوری گله مبتلا کاهش یافته و جوجه بلدرچینهای هچ شده از این گونه تخمها پس از 14 روز تلف شدند. تشخیص این بیماری را می توان با انجام آزمایشهای VN و IFT بر روی سرم پرندگان آلوده و در موارد بهتر با معاینات هیستوپاتولوژیک سیستم اعصاب مرکزی تایید نمود. ضایعات برجسته شامل میکروگلیوز، دژنراسیون عصبی و تجمع آستینی شکل لنفوسیتها در اطراف عروق می باشد. دژنراسیون اعصاب در بصل النخاع مشخص تر می باشد. AE باید از سایر بیماری های ایجاد کننده فلج عصبی مانند D ، آنسفالومیلیت شرقی اسب، آسپرژیلوس عصبی، عفونتهای باکتریائی مغزی و مسمومیتها تفریق داده شود. آبله پرندگانبلدرچین ها نسبت به عفونت طبیعی با ویروس آبله حساس می باشند. آزمایشهای ایمنی متقاطع نشان داد که ویروس آبله در بلدرچین هائی که به طور طبیعی مبتلا شده اند، به طور ایمونولوژیک از ویروس های آبله ماکیان و کبوتر متمایز و مجزا می باشند. همچنین ثابت شده که ویروس آبله بلدرچین و ویروس آبله مرغ مینا غیر وابسته هستند. آزمایش حفاظت متقاطع نشان داد که وابستگی ویروس آبله بلدرچین به ویروس آبله کبوتری نسبت به آبله ماکیان وابستگی نزدیک تری است. یک سویه ویروس آبله به نام 241-63-PV کشف شده که از نظر خصوصیات بیولوژیک از سایر ویروسهای آبله متفاوت بوده، تلقیح تجربی آن از طریق داخل مغزی، سبب آنسفالومیلیت و تلفات بالا در بلدرچینها می گردد. جوجه مرغهای SPF تلقیح شده با ویروس آبله بلدرچین، ضایعات جلدی شدیدی را نشان دادند. این ضایعات در دید میکروسکوپی دارای ویژگی درماتیت پرولیفراتیو شدید همراه با شکل گیری گنجیدگی های داخل سیتوپلاسمی در سلولهای اپی تلیال بود. تشخیص این بیماری بر اساس وجود ائوزینوفیلیک در سیتوپلاسم آلوده می باشد. اگر بتوان پارتیکل های ویروس آبله را به وسیله میکروسکوپ الکترونی در بافتهای آلوده نشان داد، تشخیص بیماری تایید خواهد شد. تنها برخی از سویه های ویروسهای آبله آلوده کننده بلدرچین ژاپنی ، وقتی که بر روی CAM جنین ماکیان تلقیح شوند، تولید ضایعات POCK کرده و به همین جهت برای تشخیص بیماری آبله در بلدرچین به این آزمایش نمی توان اعتماد کرد. در ارزیابی ایجاد ایمنی هومورال و با واسطه سلولی، توسط AVIPOX VIRUS در بلدرچینها یک اثر کاهنده موقت بر روی ایمنی هومورال تا 12 روز پس از عفونت در بلدرچینهای آلوده شده با AVP در مقایسه با گروه شاهد دیده شد. سطح ایمنی سلولی در این بلدرچینها از روز چهارم پس از آلوده سازی به طور معنی داری افزایش یافته در روز هفتادم پس از عفونت به بالاترین میزان خود رسید. محافظت در برابر عفونت ناشی از ویروس های آبله بلدرچین قابل دستیابی است و تنها باید از ویروس همولوگ به عنوان واکسن استفاده شود. بلدرچینهای واکسینه شده با ویروس آبله ماکیان نسبت به چالش تجربی با سویه حاد ویروس آبله ماکیان مصون می باشند. عفونت آبله در بلدرچینها باید از ضایعات حاصل ازنزاع پرندگان و عفونتهای موضعی باکتریائی و قارچی تفریق شود. لکوزحساسیت بلدرچین ژاپنی به عفونت طبیعی با ویروس لکوز پرندگان توسط محققین گزارش شده است. ضایعات ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک در بلدرچین با آنچه که در ماکیان توصیف گردیده مشابه می باشد. معمول ترین ضایعات ماکروسکوپیک عبارت از بزرگ شدگی کبد و طحال و ضخیم شدن دیواره روده است. آزمایشهای هیستوپاتولوژیک تعداد زیادی لنفوبلاست را همراه با مواردی از اشکال میتوزی نشان می دهد. وجود آنتی بادی علیه ویروس لکوز در سرم را می توان با آزمایش های VN و CFT تشخیص داد. جهت مطالعه حساسیت ژنتیکی پرندگان به ویروس لکوز، از هیبریدهای بلدرچین- ماکیان استفاده شده است. عفونت ناشی از ویروس لکوز باید از سایر بیماریهائی مانند MD و RE تفریق شود. رتیکولواندوتلیوزرتیکولواندوتیلوز به شکل طبیعی و تجربی در بلدرچینها گزارش شده است. این بیماری در بلدرچینها روند مشابهی با روند ایجاد آن در سایر گونه های پرندگان دارد. نشانه های بالینی شامل لاغری، پر در آوری کند و پرهای خشن، علائم فلجی و افسردگی می باشد. در یک گزارش از عفونت طبیعی، نوک بالای پرنده دو برابر طول طبیعی آن رشد کرده بود. اکثر تغییرات میکروسکوپی که به طور ثابت در این بیماری وجود دارد، در کبد و طحال رخ داده و این ارگانها اغلب بزرگ می شوند و گاهی اوقات طحال ممکن است تا 10 برابر اندازه طبیعی خود بزرگ شود. ضایعات تومور مانند با رنگ سفید تا سفید متمایل به زرد، عموما در کبد و طحال وجود دارد . ندولهای تومور مانند و ضخیم شدگی مشخص ممکن است بر روی سطح خارجی روده و پانکراس وجود داشته باشد. در یک شیوع طبیعی از رتیکولواندوتلیوز در یک گله بلدرچین ژاپنی توده های توموری در ششها، کبد و طحال، قلب، پانکراس، لوزه های روده کور، تخمدان، کلیه ها، کیسه های هوائی، غده تیروئید، بیضه ها و اعصاب سمپاتیک مشاده شد. امکان آتروفی بورس در عفونتهای تجربی وجود دارد. تغییرات هیستولوژیک متعاقب تکثیر شدید و سرطانی سلولهای تک هسته ای در بافتهای مبتلا مشخص می گردد این سلولها تمام خصوصیات رشد نئوپلاستیک همراه با هسته های بزرگ غیر عادی، شکل یافته و برجسته و سیتوپلاسم چند شکلی مشخص را دارا می باشند. این بیماری را میتوان با مشاهده خصوصیات ضایعات هیستوپاتولوژیک و به وسیله مشخص نمودن آنتی بادی های اختصاصی با آزمایش های IFT و VN به طور قطعی تشخیص داد. البته با کشت ویروس عامل RE در کشتهای سلولی فیبروبلاست جنین بلدرچین و جنین ماکیان و آزمایش غیر مستقیم فلورسنت آنتی بادی بر روی کشتهای سلولی آلوده در خلال 72 تا 96 ساعت پس از تلقیح می توان وجود ویروس را تایید نمود. این بیماری باید از سایر تومورهای ایجاد شده توسط بیماریهای ویروسی همانند MD و لکوز و همین طور بیماریهای باکتریائی مانند کلی گرانولوما تفریق گردد. بیماری مارکوقوع طبیعی بیماری مارک در بلدرچین اولین بار توسط وایت در اسل 1963 گزارش گردید. گزارشهای بعدی نشان داد که بلدرچینها وقتی در تماس نزدیک با پرندگان تفریحی و شکاری پرورش داده می شوند به بیماری حساس بوده و به طور تجربی نیز به MDV آلوده می شوند . با وجود آنکه بیماری مارک معمولا در جوجه های جوان اتفاق می افتد اما در بلدرچین این بیماری در پرندگان نسبتا مسن گزارش شده است. پرنده معمولا نشانه های بالینی بیماری را بعد از بلوغ جنسی نشان می دهد. در عفونتهای طبیعی، بلدرچینها ممکن است به طور ناگهانی تلف شوند و یا نشانه های بالینی ای از قبیل کز کردگی و بی اشتهائی را نشان دهند. معمول ترین یافته ماکروسکوپی بزرگ شدگی کبد به همراه نقاط کوچک پراکنده به رنگ زرد بر روی آن وطحال بزرگ شده (گاهی اوقات تا 8 برابر اندازه طبیعی) می باشد. روده ها اغلب ضخیم شده و گاهی در سایر ارگانها نیز تومور دیده می شود. ضایعات هیستوپاتولوژیک غالبا در کبد، طحال و اعصاب محیطی مشاهده می گردد. این ضایعات با مشاهده حضور سلولهای لنفوئیدی همراه با پلاسمای پراکنده در بافت مشخص می گردند. همچنین اشکال میتوزی به ندرت دیده می شود. در آلودگی تجربی 18 خانواده از بلدرچینها با سویه CR64 ویروس حاد مارک، تنها 3 خانواده به بیماری مارک مبتلا شده، ضایعات ماکرو و میکروسکوپیک مارک را 68 روز پس از آلوده سازی یعنی در سن 75 روزگی نشان دادند. ضایعات عموما در کبد و طحال، کلیه و روده کوچک دیده شد و با حضور سلولهای لنفوئیدی نامتجانس و گاهی اوقات پلاسماسلها، مشخص می گردید. تشخیص فرضی بیماری را میتوان با آزمایشهای AGID، IFT و یا VN بر روی یک جفت سرم جمع آوری شده با یک هفته فاصله از پرنده ای که به طور بالینی بیمار است، انجام داد. عفونت ناشی از MDV را می توان با مشاهده CPE در کشت های سلول کلیه جنین جوجه تلقیح شده با مایع رویی سوسپانسیون هموژنیزه تهیه شده از بافتهای آلوده به طور قطعی تشخیص داد. عامل MD، CPE با خصوصیات ویروس هرپس ایجاد می کند . اگر کشت سلولی تک لایه ای به روش گیمسا و یا هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی شود می توان پلی کاریوسیت های حاوی چند هسته را همراه با گنجیدگی های داخل سیتوپلاسمی مشاهده کرد. همچنین میتوان ویروس را به وسیله میکروسکوپ الکترونی با رنگ آمیزی منفی تهیه شده از سلول تک لایه ای تجزیه شده با آب مقطر به تصویر درآورد. بیماری مارک باید از سایر بیماریهای تومور زا مانند لکوز و رتیکولواندوتیلوز تشخیص تفریقی داده شود. اگر روده توسط عفونت MDV درگیر شود ممکن است با کلی گرانولوما اشتباه گردد. در یک بیماری لنفوپرولیفراتیو که به طور طبیعی در 3 گله بلدرچین ژاپنی در مکزیک روی داد ضایعات توموری عموما در کبد و طحال مشاهده گردید. در بررسی هیستوپاتولوژی یک ضایعه لنفوپرولیفراتیو چند شکلی همراه با نفوذ سلولهای بزرگ تیره رنگ لنفوسیت های با اندازه های مختلف و یاخته های شبه رتیکولوم دیده شده ولی هرپس ویروس عامل بیماری مارک از این بلدرچین ها جدا نشد. در سرم های تحت بررسی نیز آنتی بادی علیه MDV یافت نشد. در سرم تعداد معدودی ازاین بلدرچینها آنتی بادی علیه ویروس عامل رتیکولواندوتیلوز و ویروس تحت گروه A لکوز پرندگان وجود داشت. روس سارکوماحساسیت بلدرچین ژاپنی به تلقیح ویروس عامل برای اولین بار توسط گروهی دانشمندان نشان داده شد. تلقیح این ویروس به جوجه بلدرچین های یکروزه سبب ایجاد تومور در 6 تا 8 روزگی گردید. گزارش دیگری از روسیه نشان داد که بلدرچین تنها به سویه های BRAYAN و RAVL ویروس RS حساس می باشند. این حالت احتمالا به ساختمان ژنتیکی بلدرچین مربوط بوده، وضعیت ژنتیکی بلدرچینها تعیین کننده حساسیت آنها به سویه های گوناگون RSV می باشد. همچنین RSV از جنین بلدرچین که به طور طبیعی آلوده شده بودند جدا شده است. عفونت با کورنا ویروسیک عفونت کورنا ویروسی سبب بیش از 20 درصد تلفات در بلدرچینهای 8 تا 9 روزه در چندین مزرعه پرورش بلدرچین در ایتالیا شد. نشانه های بالینی این بیماری عبارت است از: افسردگی، تاخیر در رشد، عدم اشتها، ترس از نور و آب ریزش از بینی و گاهی اوقات عطسه. همچنین ضایعات میکروسکوپی شامل تورم کیسه های هوائی، رینینت کاتارال، پری کاردیت و پری هپاتیت گزارش شدند. عفونت کورنا ویروس در بلدرچین را میتوان با توجه به افزایش عیار آنتی بادی علیه کورنا ویروس ها درسرم پرندگان زنده مانده وهمچنین با نشان دادن وجود آنتی ژن در بافتهای آلوده به وسیله IFT مستقیم، مشخص نمود. همچنین این ویروس را میتوان با تلقیح بافتهای آلوده به کشت سلول کبد جنین جوجه جدا کرد. در آلودگی مذکور جدایه های (isolates) کورنا ویروس به طور کامل مشخص نشدند، هرچند بررسی های اولیه نشان داد که این ویروس از ویروس عامل برونشیت عفونی، کوچکتر بوده و هنگامی که از طریق حفره آلانتوئیک تلقیح شود، برای جنین جوجه ها غیر بیماریزا است. گزارش خلاصه ای درباره عفونت تجربی با ویروس برونشیت عفونی در بلدرچینها توسط گروهی ارائه شده که نشان دهنده حساس بودن بلدرچینها می باشد. این بیماری باید از عفونتهای ویروسی مانند آنفلوانزا و ND و عفونتهای باکتریائی ایجاد شده توسط اریزیپلوتریکس و گونه های پاستورلا و عفونتهای قارچی ناشی از گونه های آسپرژیلوس تفریق شود. آنسفالومیلیت شرقی اسبدر تنها گزارشی که از شیوع بیماری EEE= Eastern Equine Encephalomyelitis در یک مزرعه بزرگ پرورش بلدرچین در کارولینای شمالی وجود دارد تلف شدن بیش از 90000 بلدرچین ذکر شده است. این بیماری به سرعت در میان گله انتشار یافته ، میزان مرگ و میر در پنهای مختلف دامنه ای بین 40 تا 90 درصد داشت. پرندگان نشانه هائی از قبیل کزکردگی، لرزش، فلجی ناقص که به صورت فلجی کامل در می آمد و پیچش گردن را نشان دادند. مرگ ظرف چند ساعت پس از ظهور نشانه های اصلی بیماری اتفاق افتاد تنها ضایعه ثابت در کالبد گشائی تورم روده ای کارتارال در ناحیه دوازدهه بود. بررسیهای هیستوپاتولوژیک مغز نشان دهنده مننژیت همراه با نفوذ سلولهای گرد و دژنراسیون یاخته های عصبی بود. در تعدادی از بلدرچینهای تلف شده اتساع چینه دان با آب و مقدار کمی غذا و درجات متفاوتی از دهیدراتاسیون وجود داشت. مشخص شد که عفونت اولیه از راه کانی بالیسم انتشار یافته است. این بیماری بر اساس جداسازی ویروس عامل بیماری به وسیله تلقیح سوسپانسیون مواد آلوده مغزی بلدرچین ها به روش داخل مغزی به نوزادان موش و یا به داخل حفره آمنیوتیک جنین 10 روزه ماکیان تشخیص داده شد و متعاقبا بوسیله CFT تایید گردید. EEE ممکن است با بیماری هائی که همراه با نشانه های عصبی ظاهر می شوند مانند AE، ND، QB و مسمومیتها اشتباه شود. با توجه به گزارش فوق می توان از بلدرچین ها به عنوان الگوئی از حیوانات آزمایشگاهی برای مطالعه بعضی از عفونتهای آربوویروسی استفاده کرد. بعلاوه امکان استفاده از بلدرچین بعنوان Sentinelجهت تشخیص فعالیت آربو ویروسها در نواحی بومی بیماری وجود دارد. برونشیت بلدرچین (QB= QUAIL BRONCHITIS)QB یک بیماری ویروسی حاد و بسیار مسری مربوط به دستگاه تنفسی بلدرچینهای باب وایت بوده و توسط یک آدنو ویروس ایجاد می گردد. نشانه های بالینی شامل عطسه و سرفه، کزکردگی، رال های تنفسی و گاهی اوقات آبریزش از چشم و کونژونکتیویت می باشد. علائم عصبی از جمله پیچش گردن، گاهی اوقات در پرندگان جوان دیده می شود. در بلدرچین های بالغ تولید تخم ممکن است از 10 تا 15 درصد کاهش یافته، تعدادی از تخمها دارای پوسته نرم و فاقد پیگمانتاسیون عادی باشند. تغییرات ماکروسکوپیک شامل وجود اکسودای موکوسی در نای و برونش ها بوده، ممکن است ششها دچار احتقان شده باشند. گاهی اوقات ممکن است بزرگ شدن طحال و پریتونیت و نقاط نکروزه بر روی کبد مشاهده شود. گزارشی مبنی بر وجود ضایعات عصبی به صورت ماکروسکوپیک وجود ندارد. این بیماری به خصوص در گله های تجاری بلدرچین که زیر 8 هفته سن دارند، خطرناکتر می باشد. مطالعه گزارشها و بررسی های مشابه نشان می دهد که از مطالعه جنبه های پاتولوژیک این بیماری در بلدرچین ژاپنی غفلت شده است. در بررسی تجربی، یک سویه از آدنو ویروس پرندگان که به روش داخل بینی و آئروسل به بلدرچین های ژاپنی تلقیح شده بود، سبب عفونت نهفته بدون بروز نشانه های بالینی در آنها شد. امکان بازیافت نامنظم ویروس از شش و نای و ظهور منظم آنتی بادی پس از هفت روز وجود داشت. گزارش دیگری در رابطه با جداسازی ویروس QB و تغییرات پاتولوژیک مربوط به دستگاه تنفس بلدرچین ژاپنی وجود دارد. در این گزارش آمده که شش جوجه بلدرچین ژاپنی با سن 3 تا 6 هفتگی نشانه هائی دال بر ناراحتی از خود نشان دادند و همگی آنها دچار سرفه، عطسه و رالهای نای بودند. چهار قطعه از جوجه ها با سن 6 هفته نشانه های عصبی به همراه پیچش گردن و یکی از این جوجه ها کدورت قرنیه و درگیری چشم چپ را نیز نشان داد. اکسودای موکوسی در نای و برونشها در تمام جوجه ها مشاهده گردید. ریه ها ظاهری طبیعی داشتند. در بررسی هیستوپاتولوژیک نای، هیپر پلازی مشخصی در اپی تلیوم و غدد ترشح کننده موکوس همراه با نفوذ سلولهای لنفوسیت مشاهده شد. این تغییرات در 4 جوجه در سن 6 هفتگی دیده شد. جوجه های با سن 3 هفته هیچ گونه تغییر هیستوپاتولوژیک نشان ندادند. از چهار جوجه ای که ضایعات نای را نشان دادند دو جوجه دارای ضایعاتی درششها بوده و پر خونی عروق سیاهرگی، هیپرپلازی ملایم تا متوسط، اپی تلیوم برونشها و تجمع لنفوسیتها را در اطراف برونشها نشان می دادند. تغییرات میکروسکوپی محسوسی در مغز، سنگدان، پانکراس، قلب و پیش معده بلدرچینها مشاهده نشد. برای تشخیص این بیماری باید سوسپانسیون نای، کیسه های هوائی و شش ها از طریق کیسه زرده و یا CAM به جنین های ماکیان تلقیح شود. در صورت وجود ویروس عامل QB معمولا جنین ها ظرف چند روز تلف شده، ظاهری کوتوله و پیچ خورده دارند. در این حالت نیز مواد عفونی دستگاه تنفسی بلدرچین های آلوده به جنین ماکیان تلقیح شد و عدم رشد، کوتولگی، پیچ خوردگی و مرگ جنین ها اتفاق افتاد. در سرم بلدرچین های مبتلا، آنتی بادی رسوب دهنده در آزمایش AGPT وجود نداشت. ممکن است علت این حالت، تفاوت جدایه های ویروس باشد. QB را باید از بیماری هائی که سبب درگیری دستگاه تنفس و یا بروز نشانه های عصبی می شوند، تفریق نمود. از این دست می توان به بیماریهای ND،AE،EEE و آسپرژیلوس اشاره کرد. ویروس هارییک گزارش از فرانسه درباره ماندگاری و حفظ حدت ویروس هاری به مدت 112 روز در یک مورد از 6 بلدرچینی که به طور داخل مغزی تلقیح شده بودند، وجود دارد. بررسی هیستوپاتولوژیک این پرنده ، وجود اجسام نگری (NEGRI BODIES) را مشخص نمود. مایکوپلاسما گالی سپتیکومعفونت طبیعی مایکوپلاسما گالی سپتیکوم در بلدرچین ژاپنی گزارش شده است. در یک گله 20000 قطعه ای بلدرچین، سینوزیت چرکی واگیردار شایع شده بود. این بیماری روند آهسته ای داشت و میزان تلفات روزانه آن 25 عدد بود. در گزارش دیگری 10 درصد از جمعیت 1000 قطعه ای بلدرچینهای مادر دچار تورم صورت و کونژونکتیویت شده بودند. نشانه های بالینی اصلی شامل اختلال تنفسی، فلج اندامهای حرکتی، افسردگی، کاهش مصرف غذا و وزن بدن، کاهش تخمگذاری و افزایش تعداد تخمهای فاقد رنگ دانه و لمبه بودند. معاینات پس از مرگ نشان داد که سینوس زیر کاسه چشمی متورم شده، به وسیله مواد پنیری و یا اکسودای موکوئیدی و ژلاتینی پر شده است. تخمدان ها دچار آبروفی گردیده و در بعضی از آنها تورم کیسه هوائی دیده می شود. نتیجه کشت باکتریائی از سینوسها، نای، ریه، طحال، کبد و تخمدانها بر روی محیطهای کشت گوناگون و جداسازی ویروس از این ارگانها منفی بود. با استفاده از محیط کشت مایکوپلاسما که بر اساس روش Frii"s Methodتهیه شده بود، سویه هائی از مایکوپلاسما گالی سپتیکوم، که به عنوان Fa11 مطرح شدند، از سینوسهای سه بلدرچین جدا گردید. رشد این سه جدایه در آزمایش مهار رشد با استفاده از سرم هیپرایمیون علیه سویه S6 مایکوپلاسما گالی سپتیکوم متوقف شد. ترکیبات آنتی ژنیک این سه جدایه با سویه S6 مایکوپلاسما گالی سپتیکوم وابستگی نزدیکی داشت. اما بر اساس آزمایش ها با هم یکسان نبودند. مایکوپلاسما سینوویهگزارشهائی از جداسازی مایکوپلاسما سینوویه از بلدرچین ژاپنی وجود دارد. پاستورلوزبلدرچین ژاپنی همانند بلدرچین باب وایت به پاستورلوز حساس می باشد در بیشتر گزارشها شیوع بیماری پس از ورود بلدرچین های جدید از گله دیگری به مزرعه پرورش بلدرچین اتفاق افتاده است. بلدرچینهای مبتلا در کنار هم تجمع یافته و نشانه هائی از قبیل کزکردگی و اسهال سبز رنگ نشان داده و در نهایت زمین گیر شده و تلف می شوند. در برخی از گزارشها میزان تلفات تا 50 درصد ذکر شده است. در کالبد گشائی بلدرچین های تلف شده هیپرمی عمومی، کبد متورم همراه با نواحی نکروز چند کانونی، نقاط نکروزه بر روی طحال، تیره رنگ بودن ششها و خونریزی در لایه موکوسی دوازدهه دیده شد. در هیستوپاتولوژی پنومونی بینابینی، نکروز چند کانونی طحال و کبد وجود داشت. برای تشخیص این بیماری از خون درون قلب و مهر حاصل از کبد لام هائی تهیه نموده و پس از رنگ آمیزی با رنگ ارگانیسم دو قطبی پاستورال مالتوسیدا مشاده می شود. خون درون قلب بلدرچینهای تلف شده جهت بررسی های باکتریولوژیک و انجام آزمایشهای بیولوژیک در خرگوش گرفته شد. کلنی های رشد کرده بر روی محیط آگار خون دار، شبیه به قطره شبنم، جدا از هم و محدب و کروی بودند. هیچ گونه همولیزی در محیط آگار خون دار مشاهده نشد و بر روی محیط مک کانگی نیز رشد نکرد. ارگانیسم گرم منفی به شکل کوکوباسیل تکی یا دو تائی بوده و گلوکز، ساکاروز و مانیتول را بدون تولید گاز تخمیر کرد. خرگوشهائی که با خون درون قلب بلدرچین های تلف شده تلقیح شده بودند، ظرف یک شب مردند. خرگوش های تلف شده ضایعات خاص بیماری پاستورلوز از قبیل تورم نای توام با خونریزی و کبد خالدار را نشان دادند. ارگانیسم به شکل خالص از کشت خون درون قلب خرگوشهای تلف شده جدا شد. تراکم بسیار بالای بلدرچینها در مکانی که تهویه ضعیفی دارند و همچنین استرس ناشی از حمل و نقل در مسافتهای طولانی، ممکن است از عوامل مساعد کننده شیوع بیماری و مرگ و میر در مقیاس بالا شود. پاکسازی و ضدعفونی محیط نگهداری بلدرچین ها و کنترل حشرات و جوندگان در حذف ارگانیسم از محیط موثر می باشد. با استفاده از واکسن روغنی تهیه شده از باکتری جدا شده از گله و انجام اقدامات بهداشتی می توان بیماری را به طور موفقیت آمیزی کنترل نمود. هموفیلوس پاراگالیناروماین باکتری از سینوس زیر کاسه چشمی بلدرچین هائی که دچار سینوزیت بوده اند جدا شده است. سن ابتلا به این بیماری از سه هفتگی به بعد گزارش شده است. بلدرچین های مبتلا دارای نشانه های آب ریزش بینی و تورم ملتحمه بودند و در تعدادی از آنها حالت کدورت و یا زخم قرنیه وجود داشت که منجر به پاره شدن قرنیه و ایجاد Panophthalmia شده بود. پرندگان مبتلا به سختی می توانستند تغذیه کنند و دچار لاغری مفرط شده بودند. سینوسها دچار یک سینوزیت موکوئیدی و موکوئیدی- چرکی شده و گاهی اوقات توده بزرگی از مواد سخت شده در سینوسهای زیر کاسه چشمی وجود داشت. از سینوسهای زیر کاسه چشمی بلدرچینهای با سن سه هفته، پنج هفته و هفت هفته که مبتلا به سینوزیت موکوئیدی یا موکوئیدی- چرکی بودند، تنها باکتری هموفیلوس پاراگالیناروم جدا شد. البته در پرندگان مسن تر که سینوسهای آنها دچار آبسه های پنیری بود، مخلوطی از باکتری های استافیلوکوکوس اپیدرمیس، کورینه باکتریوم پیوژنز، انتروکوکوسی و پاستورلا مالتوسیدا جدا گردید ولی هیچ گونه مایکوپلاسمائی از سینوسهای بلدرچین هائی که به تازگی مبتلا شده بودند و یا آنهائی که دارای آبسه بودند جدا نشد. سالمونلا گالینارومشیوع بیماری ناشی از سالمونلا گالیناروم سبب تلفات بالائی در جوجه بلدرچین های 1 تا 3 روزه شده و در جوجه بلدرچین های نر نیز تلفات پائینی را ایجاد کرد. نشانه های بالینی بیماری شامل افسردگی و تجمع جوجه بلدرچین ها به دور هم بود که در کالبدگشائی جوجه بلدرچین های تلف شده، پری کرادیت، نقاط نکروزه بر روی کبد، پر خونی ششها ، هیدروپری کارد، انتریت توام با خونریزی حاد و بزرگ شدگی خفیف طحال وجود داشت. نشانه ها و ضایعات بیماری در جوجه بلدرچین های نر، شامل کاهش اشتها، نفس نفس زدن خفیف، پرخونی کبد و انتریت بود. ارگانیسم از کبد و خون درون قلب این پرندگان جدا شد. عفونت با پروتئوسعفونت پروتئوسی به عنوان عمل کز کردگی شدید، کما و تلفات بالا در جوجه بلدرچین هائی که به طور متوالی و به دنبال هم هچ شده اند، قلمداد می گردد. جوجه های جوان و بلدرچین های در مرحله رشد با سن بالای دو هفته، در برابر این عفونت از خود مقاومت نشان می دهند که این امر اشاره به وجود مقاومت سنی دارد. (Age Resistance) ضایعات پاتولوژیک شامل: اکسودای موکوسی در داخل نای، پر خونی ریه ها، پرخونی عروق خونی سروز و مزانتر و پر خونی کبد و کلیه ها می باشد. از خون درون قلب و شش های جوجه های مبتلا، ارگانیسمی جدا شد که بر اساس تستهای بیوشیمیائی به عنوان پروتئوس میرابیلیس شناسائی گردید. بیماری زائی این جدایه در موش آلبینو جوان و جوجه بلدرچین های یک هفته مورد آزمایش قرار گرفت که ظرف مدت 48 ساعت پس از تلقیح مرگ این جانوران را به دنبال داشت. اریزیپلاساریزیپلاس روسیوپاتیه می تواند سبب بیماری در بلدرچین های ژاپنی شود. این بیماری در گله بلدرچین های ژاپنی مادر با مرگ ناگهانی بلدرچین ها ظاهر شد. در کالبد گشائی ، ضایعاتی از قبیل احتقان عمومی (General Congestion)، خونریزی در عضلات ران و سینه، تورم کبد، طحال و کلیه ها، ریه های ادماتوز و تیره رنگ مشاهده شد. از کشت ارگانهای احشائی بلدرچین های مبتلا، اریزیپلاس روسیوپاتیه جدا گردید. منبع احتمالی عفونت در حالت فوق پودر ماهی بوده است. با تجویز پنی سیلین در آب آشامیدنی بلدرچین ها تلفات ناشی از ایریزیپلاس کنترل شد. تاول کف پائی (Bumble Foot)بلدرچین های مبتلا به تاول کف پائی نشانه های لنگش را نشان داده و در معاینات، مفاصل درگیر متورم و بزرگ شده بودند. بالشتک کف پائی و بافتهای اطراف دچار تورم پیازی شکل (Bulbons Swelling) بودند. کپسول مفاصل تارس پا ضخیم و سفت شده و غشاهای سینوویال نیز ضخیم شده بود. با برش سطح محل ضایعه، برجستگی سفید رنگی در داخل بافت دیده می شد، که از این ضایعات باکتری E.Coli جدا شد. استافیلوکوکوس آلبوسمیزان بالای جراحات وارده به سر، بالها و پا به علت تهییج و تحریک بلدرچین ها در هنگام تغذیه و یا تیمار و اداره آنهاست. هنگامیکه بلدرچین ها می ترسند و یا مضطرب می شوند، پرواز کرده، به علت برخورد به سقف و دیواره قفسها، سر و سایر نقاط بدنشان آسیب می بیند و عفونت باکتریائی سبب تشکیل آبسه در نقاط جراحت دیده سر، بالها و پاها می شود. از این آبسه ها ، غالبا باکتری استافیلوکوکوس آلبوس جدا شده است. کلامیدیا پسی تاسیجوجه بلدرچین های یک روزه به عفونت تجربی C.Psittaci (سویه ای با منشا مرغ عشق استرالیائی) با تلقیح از راه کیسه های هوائی بسیار حساس هستند. در مقابل بلدرچین های هفت روزه نسبت به عفونت تجربی با همان دز مورد استفاده برای جوجه بلدرچین های یک روزه مقاوم بوده و تلفاتی در آنها دیده نشد. در جوجه بلدرچین های یکروزه عفونت به شکل حاد و کشنده با تکثیر کلامیدیا بروز نمود. تلقییح این باکتری به میزان زیر دز کشنده، سبب عفونت نهفته در جوجه بلدرچین های یکروزه شد. بلدرچین های هفت روزه ای که سیستم ایمنی آنها با تجویز سیکلوفسفامید سرکوب شده بود، مقاومت خود را از دست دادند. تجویز سیکلوفسفامید سبب برگشت عفونت نهفته به شکل کشنده بیماری شد که به علت توقف تولید آنتی بادی و تکثیر کلامیدیا در جوجه بلدرچین های یک روزه می باشد. بورلیا انسریناچهار قطعه بلدرچین به طور تجربی با بورلیا انسرینا (Borrelia Anserina) تلقیح شدند. گسترش های خونی یک قطعه از بلدرچین ها پس از 96 ساعت مثبت بود، هرچند نمونه های گرفته شده پس از 120 ساعت منفی بود. یکی از بلدرچین ها پنج روز پس از تلقیح تلف شد. نشانه های پیش از مرگ شامل کزکردگی، لاغری و کم خونی بود. کالبد گشائی بلدرچین تلف شده، ضایعات مربوط به عفونت ناشی از بورلیا انسرینا را نشان داد که شامل بزرگ شدگی طحال و انفارکت های ستاره ای شکل بی رنگ با اندازه 4 میلی متر بر روی آن، بزرگ شدگی کبد همراه با نواحی نکروزه بود. رنگ آمیزی لامهای حاصل از مهر کردن کبد (Impression) طحال و کلیه با روش گیمسا، عفونت شدیدی از اسپیروکت را نشان می داد.رهنمودهای جلوگیری از بروز بیماری.تا جای ممکن بلدرچین بالغ را برای افزودن به گله‌تان یا جهت آوردن یک نژاد جدید خریداری نکنید. در عوض، تخم‌ بلدرچین یا جوجه بخرید. با رُشد آنها در مقدماتی که شما برای آنها فراهم می‌کنید، آنها در معرض شرایط و مسائل فارم شما قرار می‌گیرند و پرورش به زودی ایمن می‌شود.• جوجه یا تخم ارزان نخرید. در صورت امکان سابقه‌ی پرورش‌دهنده را بدانید. جوجه‌های خریداری شده را از جوجه‌های خودتان برای 3 هفته جدا نگه‌دارید.• با سالن و تجهیزات تمیز و ضدعفونی شده شروع کنید. جا آبی‌ها را (لابه‌لای آنها را) روزانه تمیز کنید. (جا آبی‌ها را تکان دهید تا آب پُر شود) جادانی‌ها را حداقل هفته‌ای یکبار تمیز کنید.• همیشه مطمئن باشید که آب و غذا فقط حاضر نیست بلکه به راحتی برای پرندگان قابل دسترسی نیز می‌باشند. نباید بیش از حد اب و غذا را دست‌یافتنی سازید. چندین منبع (غذایی) از هر کدام (آب و غذا) در هر سالن قرار دهید.• پرندگان را با زور و فشار پر نکنید. (در سالن و قفس)• غذاها را زیاد ذخیره نکنید. خوراک‌هایی که بیشتر از مدت (طولانی ) ذخیره‌ می‌شوند، ممکن است کپک‌زده شوند. همچنین، خوراک مانده برخی از ارزش‌های تغذیه‌ای خود را از دست خواهد داد.• برای پرنده‌های مریض حرارت فراهم کنید. آنها به آسانی سردشان می‌شود و باید گرما برای بهبودی سریع‌تر و مطمئن‌تر تأمین گردد. طبیعتاً، مرگ و میر (تلفات) وقتی گرما تأمین است خیلی بالا نیست.• پرنده‌های جوان را از بالغ‌ها جدا کنید. پرنده‌های جوان بیشتر در معرض ارگانیسم‌ بیماری‌های متعدد هستند. آنها با افزایش سن مفاوم‌تر می‌شوند. پرنده‌های بالغ ممکن است یک منبع آلودگی باشند در صورتی که پرنده‌های جوان جدا نشده باشند.• اول مراقب جوان‌ترین پرنده‌ها باشید و درآخر پیرترین‌ها.• پس از سروکار داشن با پرنده‌های مریض، از پرنده‌های سالم دیدن نکنید تا زمانی که دوش بگیرید. لباس‌هایتان را عوض کنید و کفش‌ها را ضدعفونی یا عوض کنید. ممکن است این خیلی افراطی به نظر برسد. اما اگر پرنده‌های زیادی را می‌پرورانید، این کار باید انجام شود.• فقط از جعبه‌ها یا صندوق‌های تمیز و ضدعفونی شده برای انتقال بلدرچین استفاده کنید.• روزانه پرنده‌های مریض و مُرده را از سالن دور کنید، پرنده‌های مرده را یا بسوزانید یا کاملاً دفن کنید. پرنده‌های مریض را هم تا زمان بهبودی جدا نگه‌دارید.• پرنده‌هایی که روی زمین هستند را طوری قرار دهید که (در سالن‌ها) زیر پاهایشان خیس نشود. رکود آب منجر به پیدایش انگل‌ها و بیماری‌ها می‌شود.• اجازة دیدار غیرقابل ضمانت (بی‌جا) را ندهید. جویندگان کنجکاو، فروشندگان دان یا فروشندگان دارو باید در خانه یا محل کار یا با تلفن با شما سروکار داشته باشند نه در سالن بلدرچین. برای کسانی که باید دیدن کنند ـ خریداران آینده یا مشاوران سلامت و مدیریت ـ چکمه‌های پلاستیکی یا مواد ضدعفونی کننده برای کفش‌هایشان تهیّه کنید که قبل از ورود به سالن استفاده کنند.• در مقدمه‌ی کارتان انواع دیگر پرندگان را نگهداری ننمایید. انتقال برخی مشکلات از نوعی به نوع دیگر می‌تواند رُخ دهد.• پرنده‌های وحشی، مگس‌ها و دیگر حشرات و جویندگان را کنترل یکی از مهمترین نکات در پرورش بلدرچین انتخاب قفس مناسب می باشد . متاسفانه یکی از عواملی که تا کنون باعث شده از پرورش بلدرچین در ایران همانند سایر طیور استفبال نشود عدم وجود تجهیزات مناسب بوده است.خوشبختانه در سال های اخیر با تلاشهایی که گروه بلدچین دماوند با سایر پروش دهندگان و تولید کنندگان تجهیزات طیور داشته است توانسته اند بعد از شناسایی استاندارد های لازم جهت تولید قفس برای انواع بلدرچین به تولید قفس برای نیاز های داخلی شرکت بپردازند. در این مطلب سعی می شود تا نکاتی را پیرامون انتخاب قفس بلدرچین برای شما توضیح دهیم. انواع قفسمنبری یا کالیفرنیایی: در این مدل کود در کف سالن ریخته شده و یا درون گودالی که در کف در نظر گرفته شده ریخته می شود و توسط یک طیقه به بیرون سالن هدایت می شود این گونه فقس ها برای پرورش بلدرچین در واحد های صنعتی ونیه صنعتی توصیه نمی شود..طبقه ای (باطری) : کود درون سینی یا نوار نقاله زیر هر طبقه ریخته می شود و به طور اتوماتیک یا دستی تخلیه می شود این نوع از قفس بلدرچین مناسب ترین حالت برای پرورش بلدرچین می باشد.1-ابعاد:تجربه نشان داده که بلدرچین های تخمگذار در اجتماع های 20-30 به بالا محصولات بهتر و بیشتری تولید می کنند. و همچنیین برای کنترل بهتر بیماری ها و حذف سریعتر پرنده های معیوب اجتماع های بیشتر از 30 بلدرچین مفید فایده نبوده. لذا از باکس هایی استفاده شود که بیشتر از 30 بلدرچین با هم در ارتباط نباشندبهترین ابعاد برای این تعداد 35* 90 سانتی متر می باشد و ارتفاع مناسب 25 الی 30 سانتی متر می باشد.2-جنس قفس:بهترین جنس برای ساخت فقس بلدرچین استیل و آهن گالوانیزه می باشد که استیل به دلیل قیمت بالا معمولا استقبال نمی شود .استفاده از چوب و سیم توری و کلیه موادی که آلودگی را در لابلای ساختار خود جای می دهد پیشنهاد نمی شود3-آبخوری:استفاده از آبخوری نیپل علاوه بر کنترل بهتر مصرف آب باعث جلوگیری از آلوده شدن آب می کند.نیپل ها انواع گوناگونی دارند (استیل ، پلاستیکی و سایر فلزات) معمولا نیپل های پلاستیکی برای بلدرچین ها کفایت میکند. اما نیپل های استیل از دوام و تکنولوژی بالاتری برخوردار است.استفاده ا آبخوری های ناودانی و غیره به هیچ عنوا برای بلدرچین های تخمگذار و گوشتی داخل قفس توصیه نمیگردد.4-دان خوریاستفاده از دانخوری های اتوماتیک زنجیری فقط در هنگامی توصیه می گردد که طول خط بیشتر از 30 متر بوده ویا قیمت کارگر در منطقه فعالیت بالا باشد .جنس دانخوری ها باید ورف گالوانیزه باشد .5-تهویه:در نظر گرفتن فضای کافی بین سینی کود و کف قفس بالایی و سقف قفس پایین برای جریان بهتر هوا اهمیت بسزایی در تولید دارد متاسفانه تولید کنندگان تجاری قفس بلدرچین در ایران به خاطر کاستن از هزینه ها به هیچکدام از این موارد دقت کافی نمیکنند. به کلی بلدرچینها پرندگانی با میزان تخمگذاری بالا بوده و در هر سال در حدود 260 – 250 تخم می گذارند که این امر در شرایط طبیعی و بدون نوردهی مصنوعی در ماه های فروردین تا شهریور اتفاق می افتد و در این شرایط تعداد تخمهای گذاشته شده برابر با 100 -50 عدد است که با اعمال برنامه های تغذیه ای مناسب و نوردهی مطلوب می تواندتا 270 تخم در سال افزایش یابد. کرچ شدن در بین بلدرچینهای اهلی در حد وسیعی کاهش یافته به گونه ای که این پدیده به ندرت در آنها دیده می شود. تخم بلدرچین که در حالت طبیعی حدود 10 گرم وزن دارد در حالت صنعتی به 12 گرم افزایش وزن یافته است. جهت تشکیل گروه های تولید مثلی معمولاٌ به ازا هر 4-3 قطعه ماده یک پرنده نر در نظر می گیرند. البته بهترین نتیجه باروری از نسبت 1 نر به 1ماده بدست می آید ولی در شرایط صنعتی عملاٌ نسبت 1 به 3 اجرا می گردد. جفتگیری بلدرچین از سن 6 هفتگی آغاز و در زمان 4 هفته اول پس از بلوغ درصد باروری به حدود 100-90 % بالغ می گردد. این روند د ر8 ماهگی به 80 % و پس از گذشت 11-9 ماه به 70-60% می رسد. پس از هر بار جفتگیری، بلدرچینهای ماده به مدت 6-5 روز و گاهی حتی تا 12-10 روز تخم بارور می گذارند. نگهداری تخمها در انبارهائی با درجه حرارت 15-13 درجه سانتیگراد و رطوبتی در حدود 60-50% و به مدت 8 روز انجام می گیرد. البته بایستی توجه داشت که نگهداری طولانی مدت تخمها تاثیر منفی بر قابلیت جوجه درآوری آنها خواهد داشت. همچنین پیش از انبار کردن تخمها باید آنها را بوسیله گاز فرمالدئید یا اشعه ماورا بنفش ضدعفونی نمود.قدرت جوجه درآوری تخمهای بارور بین 80-70% و یا به عبارتی معادل 70-50% تخمهای گذاشته شده خواهدبود که البته این امر بستگی بسیار زیادی به سن پرندگان خصوصاٌ پرنده ماده، شرایط فنی و بهداشتی جوجه کشی، تغذیه و مواردی از این قبیل خواهد داشت. دوره جوجه کشی بلدرچین به طور متوسط در حدود 17 روز به طول می انجامد ولی اگر جنین رشد اولیه داشته باشد این زمان به 15 روز تقلیل خواهد یافت. حرارت داخلی در انکوباتور باید در حدود 8/37 درجه سانتیگراد و رطوبت در حدود 65-60 % و در هچر دما 5/37-3/37 و رطوبت حدود 90-80% تنظیم گردد ضمن اینکه چرخش تخمها نیز هر 3- 1 ساعت یکبار انجام می گیرد. مشخصات مورد نیاز در جوجه کشی مشخصه میانگین واحد دما 4/37 degrees, dry bulb رطوبت 30 - 9/28 degrees, dry bulb طول دوره جوجه کشی 18 - 15 روز دما در سه روز آخر جوجه کشی 2/37 degrees, dry bulb رطوبت در سه روز آخر جوجه کشی 4/34 - 2/32 degrees, dry bulb امکان تشخیص نطفه داری در تخمهای لکه دار و سفید متفاوت است به گونه ای که در تخمهای لکه دار امکان تشخیص رشد جنینی از روز هشتم و در تخمهای سفید در روز دوم و سوم میسر است. جوجه های بدست آمده در حدود 8-7 گرم وزن دارند که البته وزن اولیه تخم نیز در این میان بسیار موثر خواهد بود. تلعات جنینی در هنگام جوجه کشی بیشتر در 3 روز اول انکوباسیون و یا در مدت کوتاهی پیش از تفریخ پیش می آید که این امر بستگی زیادی به تلاقی خویشاوندی، سن بالای والدین و نیز مدت طولانی انبارداری و همچنین صدمه دیدگی پوسته تخم دارد. مشخصات تولیدی مشخصه میانگین واحد سن بلوغ 60 - 40 روز دوره تخمگذاری 6 -5 ماه تعداد ماده ها به یک نر 6 قطعه سن شروع تخمگذاری 5 هفته حداکثر تخمهای تولیدی در یکسال 280 - 150 عدد قابلیت جوجه درآوری 80 - 65 % نطفه داری 85 - 75 % پروتئین یک ماده مهم است که باید در غذای روزانه ما وجود داشته باشد.این ماده برای رشد و سلامت بدن بسیار ضروری است.پروتئین،هم در غذاهای گیاهی و هم در غذاهای حیوانی وجود دارد؛امّا دانشمندان علم تغذیه عقیده دارند که پروتئین حیوانی بهتر از پروتئین گیاهی است. گوشت طیور به عنوان یک منبع پروتئین حیوانی اهمیت زیادی دارد؛به همین دلیل در کشورهای مختلف،سرمایه گذاری زیادی روی صنعت پرورش طیور از جمله بلدرچین شده است. میزان پروتئین موجود در گوشت این پرنده (بلدرچین) از پروتئین گوشت سایر پرندگان و نشخوارکنندگان معمولی 10- 5 درصد بیش تر است.گوشت و تخم بلدرچین به لحاظ ارزش غذایی و درمانی،بسیار مورد توجه است.وجود عناصر معدنی کمیاب و ویتامین های مختلف در گوشت این پرنده،باعث شده است که گوشت آن برای درمان بعضی از بیماری ها،مانند آسم،تشنج،فشارخون،ضعف اعصاب و ناراحتی های روانی و بی خوابی مفید باشد. گوشت بلدرچین منبع خوب نیاسین ،فسفر،مس،تیامین،ریبوفلاوین،ویتامین B6،روی،آهن و سلنیوم است.تخم بلدرچین در مقایسه با تخم مرغ،به مراتب ارزش غذایی بالاتری دارد. یک تخم بلدرچین هر چند که از لحاظ وزنی حدود یک پنجم وزن تخم مرغ معمولی را دارد،ولی نسبت به آن دارای 5 برابر فسفر، 5/7 برابر آهن، 6 برابر ویتامین B1(تیامین) و 15 برابر ویتامین B2 (ریبوفلاوین) می باشد.نکاتی در مورد خرید بلدرچین و نحوه نگهداری آن گوشت خام بلدرچین در یخچال به مدت 2 روز، و گوشت پخته آن حداکثر 3 روز قابل نگهداری است.برای خرید گوشت بلدرچین اول از تاریخ انقضای آن اطمینان حاصل کنید.گوشت تازه بلدرچین باید بدون بو، کاملاً تمیز و عاری از هر گونه بقایای پر باشد.و بهتر است در اولین فرصت ممکن پس از خرید،آماده مصرف شود.بدین منظور آن را در بسته ای پلاستیکی یا فویل پیچیده و در سردترین قسمت یخچال نگه داری کنید.اگر قصد پختن بلدرچین را تا 2 روز پس از خرید ندارید،آن را منجمد کنید.به این منظور بهتر است آن را با همان بسته بندی هنگام خرید در فویل پیچیده و یا این که در کیسه فریزر گذاشته و هوای داخل آن را کاملاً خارج کنید.گوشت منجمد بلدرچین،در فریزر به مدت 3 ماه قابل نگه داری است.روش رفع انجماد گوشت منجمد بلدرچین هیچگاه بلدرچین منجمد را در درجه حرارت اتاق جهت رفع انجماد نگذارید.بهتر است آن را در یخچال گذاشته تا در طول شب رفع انجماد شود؛هم چنین می توانید با غوطه ور کردن آن در آب سرد،رفع انجماد کنید.بدین منظور پرنده را با همان بسته بندی منجمد شده و یا با قرار دادن در بسته ای مقاوم نسبت به آب،داخل آب سرد قرار دهید و هر 30 دقیقه یکبار آب را عوض کنید.بلدرچین ظرف مدت یک ساعت یا کمتر رفع انجماد می شود. در پزشکی سنتی خواص گوناگونی برای بلدرچین برشمرده‌اند، از جمله این‌که بگفتهٔ شریف ادریسی «لیسیدنِ زهره بلدرچین برای درمان صرع سودمند است، و چکانیدن خون آن در گوش دردمند، گوش‌درد را درمان می‌کند، و استمرار در خوردن گوشتِ آن دلِ سخت را نرم می‌سازد، و گویند که این خاصیت فقط در قلب اوست».عبدالملک بن زُهْر اندلسی طبیب قرن ششم هم به این اشاره می‌کند که «گوشتِ بلدرچین سنگ کُلیه و مثانه را خُرد می‌کند، و مدرّ بول است».برخی پزشکان قدیم و بسیاری از عوام نیز تصور می‌کنند که تخم بلدرچین زبان انسان را گویا کرده و موجب می‌شود تا کودکان پیش از موعد زبان باز کنند. این باور ناشی از پرچانگی و صدای بلند بلدرچین نسبت به جثهٔ اوست که آن را حمل بر فصاحت وی کرده‌اند
قالب وردپرس